جمعه 09 آبان 1399

درس «ولایت فقیه» آیت الله مصباح یزدی
حمایت مالی
برترین کاربر ماه
  • fns4565
  • bzodi
  • bzodi
  • bzodi
  • bzodi
  • bzodi
تبلیغات
:: خرید آنلاین شارژ موبایل ::
مربوط به واحدبسیج مدرسه(جدا)
شهرستان بشرویه
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1641
  • کل نظرات : 111
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 837
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 53
  • گوگل امروز : 4
  • آی پی امروز : 11
  • بازدید دیروز : 368
  • گوگل دیروز : 4
  • آی پی دیروز : 70
  • بازدید هفتگی : 1,274
  • بازدید ماهانه : 22,419
  • بازدید سالانه : 239,515
  • بازدید کل : 1,573,895
  • اطلاعات
  • امروز : جمعه 09 آبان 1399
  • آی پی شما : 18.210.11.249
  • مرورگر شما :
  • ویندوز شما :
مترجم سايت
حمايت مي کنيم
    خيريه حضرت زهرا سلام الله عليها خيريه حمايت از كودكان سرطاني
    خيريه رعد ، كمك به معلولين جسمي و حركتي خيريه مهرآفرين، كمك به زنان و بچه هاي بدسرپرست
TV ONLINE
اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان ثامن الائمه شهرستان بشرویه(دبیرستان امام رضا«ع») وآدرس http://www.samen-bosh.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
لوگوی ما


خرید انواع شارژ سیم کارت
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
اعلانات مهم سایت

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام

 یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

میان وصل و هجر و درد و درمان

پسندم آنچه را جانان پسندد

بسم-الله-الرحمن-الرحیم-2.jpg

اطلاعات تالار گفتمان
درس «ولایت فقیه» آیت الله مصباح یزدی
  • تعداد بازدید : 386
  • a mesbah 41 درس «ولایت فقیه» آیت الله مصباح یزدی
    سلام / سخنرانی ها رو به ترتیبی که گذاشتم گوش بدید

     

     

     

    تلاش برای تبیین ولایت فقیه خدمت به حفظ و بقاء اسلام در عالم است
    علامه مصباح یزدی بر این باور است که هدف عمده ی فتنه سال۸۸ برانداختن ولایت فقیه و دست کم تضعیف منزلت اجتماعی آن بود. ایشان مبتنی بر این باور، چهار جلسه درسی درباره ی شناخت و اثبات نظریه ی «ولایت فقیه» در سال ۱۳۸۹ ترتیب دادند.
     

     

    ولایت فقیه یک نهاد برای رفع نیاز جامعه به مدیریت و حکومت
    علامه مصباح یزدی در قسمت دوم بیانات خود، در معناشناسی «ولایت» و «مولا»، ضمن این که معنای «دوستی و محبت» صرف را ناکامی می‏دانند، در عین حال معتقدند نباید در لفظ متوقف شد. معظم‏له بر این باورند که ولایت فقیه نهادی برای برطرف کردن نیاز جامعه به حکومت است و ضرورت حکومت را همه می‏دانند.
     

     

    ولایت فقیه بدل ولایت معصوم است
    آیت الله مصباح یزدی بر این باوراند که وقتی گفته می‏شود «هر آنچه که امام معصوم دارد، ولی فقیه هم دارد»، ولایت تکوینی و یا عشق و محبت معصوم(ع) مد نظر نیست، بلکه ولایت فقیه یعنی فقیه قانوناً می‏تواند فرمان دهد و مردم قانوناً حق دارند اطاعت کنند.

    آیت الله  محمدتقی مصباح یزدی برای تعریف مفهوم «ولایت‏ فقیه»، از دریچه لزوم حکومت به عنوان یک نهاد قانون‏گذار و مجری قانون وارد می‏شود. در این زمینه ایشان توضیح می‏دهند که در فرهنگ دینی واژه‏های مختلفی برای مفهوم و معنای حکومت به کار رفته است؛ مثل واژه‏ی سلطان، مُلک، حاکم و … همانند زمانی که از سلطان جائر یا سلطان حق سخن گفته می‏شود. یکی از واژه‏‏های استفاده شده در متون و ادبیات دینی، واژه «ولی» و «والی» است که در فرهنگ شیعی شایعتر از دیگر واژه‏های یاد شده است.

     

    این فقیه و فیلسوف وارسته شیعه معتقد است که انتخاب واژه‏ی ولی و والی  برای معنا و مفهوم حکومت، دلایل متعددی دارد که شاید یکی از آن‏ها توجه به مفهوم دوستی و محبت باشد؛ یعنی شارع مقدس خواسته‏اند بگویند که باید بین حاکم و مردم محبت هم وجود داشته باشد. اما به طور کلی، ولایت فقیه یعنی حکومت فقیه.
    آیت الله مصباح یزدی بر این باوراند که وقتی گفته می‏شود «هرآنچه که امام معصوم دارد، ولی فقیه هم دارد»، ولایت تکوینی و یا عشق و محبت معصوم (ع) مد نظر نیست – هرچند که ممکن است ولی‏فقیه را چون از لحاظ اخلاقی افضل مومنین است، بیشتر از دیگر مومنان دوست داشته باشیم- بلکه ولایت فقیه یعنی فقیه قانوناً می‏تواند فرمان دهد و مردم قانوناً حق دارند اطاعت کنند.
    این عالم شهیر شیعه معتقدند منظور از ولایت فقیه این نیست که هر فقیهی ولایت دارد، بلکه فقیه بودن شرط لازم ولایت و حکومت است و غیر فقیه حق ولایت ندارد. ولایت فقیه یعنی در شرایطی که حکومت معصوم(ع) میسر نباشد و مردم به امام معصوم(ع) دسترسی ندارند، خدا یک «بدلی» را که قرار داده است؛ مانند تیمم به جای وضو (اصل وضوست ولی در شرایط خاص می‏توان آن را با تیمم جایگزین کرد).
    ایشان تشریح می‏کنند که خدا حکومت معصوم(ع) را مقرر فرموده، اما آگاه به این امر هم بوده که مردم به راحتی تن به حکومت معصوم نداده و زیر بار آن نمی‏روند، از سوی دیگر، از رحمت خدا دور است که مردم را در غیاب حکومت معصوم وانهد، بنابراین ولایت فقیه را هم به عنوان جایگزین حکومت معصوم(ع)  معین کرده‏است. پس ولایت فقیه حکم یک امر«دستِ‏دوم» را دارد.
     

     

    ولی فقیه چگونه از ولایت ساقط می‏شود؟
    علامه مصباح براین باورند که ولی فقیه احکام اسلام را مراعات می‏کند و اگر بر خلاف حکم خدا دستور دهد، با همان دستور از ولایت ساقط می‎‏شود.

    علامه محمدتقی مصباح یزدی به ضرورت و لزوم ولایت فقیه از منظر عرفی و عقلانی توجه دارند و ولایت فقیه را بدل اضطراری امام معصوم(ع) می‏ دانند؛ یعنی در شرایط نبود دسترسی به امام معصوم(ع) حکومت به عنوان یک شأن مهم از زندگی اجتماعی انسان، از سوی شارع مقدس رها نشده و مردم باید به فقیه مراجعه کنند.

     

    از نظر علامه مصباح یزدی، توصیه‏ های معصوم(ع) در مورد نقش و جایگاه ولایت فقیه هم از این طریق قابلیت تبیین و تحلیل پیدا می‏کند، تا جایی در روایتی، رد و انکار ولایت فقیه، رد و انکار شخصی معصوم(ع) تلقی شده است.
    معظم‏له در مورد بحث ولایت مطلقه فقیه هم از دو نوع معنی «ولایت فقیه» سخن می‏گویند:
    معنی اول که در ظاهر از کلمات شیخ انصاری در مکاسب گرفته شده، بر این مبناست که شارع مقدس راضی به زمین‏ماندن برخی از احکام نیستند و چون اگر غیرفقیه مجری این احکام باشد، امکان اشتباه وجود دارد، پس باید فقیه آن‏ها را اجرا کند. بنابراین، ولایت فقیه در همان حدودی است که شارع راضی به ترک آن نیست؛ این همان «ولایت مقیده» است.
    معنی دوم ولایت فقیه بر این اساس استوار است که هر کاری که شأن حاکم و حکومت است، ولی فقیه حق دارد در آن دخالت کند. به عنوان مثال حاکم تشخیص می‏دهد به دلیل زیبایی شهر باید خیابانی احداث شود، حال اگر صاحب زمین راضی نباشد، باز هم حاکم دستور می‏دهد، این شأن برای ولی فقیه هم ثابت است. این همان ولایت مطلقه فقیه است.
    علامه مصباح یزدی در کنار تبیین و تشریح معنای صحیح ولایت فقیه، دو تفسیر غلط زیر را نیز اشتباه و از اکاذیب عالم می‏دانند:
    معنی اول، همان شبهه ‏ای است که برخی مطرح می‏کنند و ولایت مطلقه فقیه را با دیکتاتوری یکی می‏پندارند؛ به این معنا که هرچه فقیه گفت، باید بی چون و چرا پذیرفت. علامه مصباح براین باورند که این معنی اشتباه است؛ چرا که ولی فقیه احکام اسلام را مراعات می‏کند و اگر بر خلاف حکم خدا دستور دهد، با همان دستور از ولایت ساقط می‎‏شود.
    در معنای دیگر، برخی ولایت را به ولایت عامه و خاصه تقسیم می‏کنند و بر این ادعا هستند که حاکم اسلامی ولایت بر عامه مسلمانان دارد و اینکه فقیه در همه امور دخالت کند، خاص است و ولایت مطلقه فقیه تعریف جدیدی است که امام (ره) ابداع کرده‏اند.
    علامه مصباح یزدی این معنای دوم را هم رد می‏کنند؛ چرا که از دل آن این شبهه بیرون می‏آید که احکامی که ولی فقیه صادر می‏کند مقید به اسلامی بودن نیست و ولی فقیه می‏تواند حکم خلاف اسلام صادر کند!
    معظم ‏له این تعریف را از اکاذیب عالم و القائات شیطان برای نابودی اسلام و اصل ولایت فقیه می‏دانند.

     

    به طور کلی از نظر علامه مصباح یزدی، ولایت مطلقه فقیه یعنی همان ولایت شرعیِ اعتباریِ قانونی که برای فقیه ثابت است، مقید به موارد اضطراری نیست.
     

     

    برای آن‌هایی که می‏خواهند ولایت فقیه را با استدلال بفهمند
    علامه مصباح یزدی برای اثبات نظریه‌ی ولایت فقیه از یک روش متفاوت بهره می‏جویند که آن را عصاره‌ی دو روش عقلی و فقهی می‏نامند. مخاطب‏های این‌ روش، متخصصین حوزوی و یا دانشگاهی نیستند، بلکه افرادی هستند که هرچند تخصص ندارند، اما تمایل دارند مسایل را با دلیل و استدلال بفهمند تا در مقابل شکاکین و معاندین پاسخ قابل قبول ارایه دهند.

    در بحث حاضر، علامه مصباح یزدی پس از  تبیین مفهوم ولایت فقیه، به اثبات این نظریه‌ی حکومتی با استفاده از یک سبک قابل فهم برای عموم مردم می‏پردازد.

    برای اثبات نظریه‌ی ولایت فقیه می‏توان از دو روش استدلال بهره جست: اولی روش رایج در بین متخصصین حوزوی، طلاب و در چارچوب مباحث فقهی است. مصداق این نوع استفاده، مباحث مطرح شده از سوی حضرت امام(ره) در نجف اشرف پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است که ایشان ضمن مباحث فقهی، به طرح نظریه‌ی ولایت فقیه می‏پرداختند. پس از انقلاب هم در داخل کتب و رساله‏های فقهی بسیاری، این مسأله مطرح گردیده است. مخاطب این روش بحث طلاب علوم دین و متخصیصن فقهی است.

    روش دیگر، طرح نظریه‌ی ولایت فقیه در چارچوب مباحث «فلسفه‌ی سیاست»، با سبک عقلی است. این‌جا ولایت فقیه به عنوان یک موضوع علوم انسانی و به طور خاص رشته‌ی علوم سیاسی مورد بحث قرار می‏گیرد؛ بدین معنی که حکومت باید بر اساس اذن خدا و از سوی کسانی که دارای شرایط خاصی هستند، اعمال شود. اما روش اثبات، روش رایج در علوم انسانی است. مخاطب این روش دانشگاهیان و متخصصین دانشگاهی هستند.

    اما علامه مصباح یزدی برای اثبات نظریه‌ی ولایت فقیه از یک روش متفاوت بهره می‏جویند که خودشان آن را عصاره‌ی دو روش دیگر می‏نامند. در این‌جا مخاطب بحث متخصصین حوزوی و یا دانشگاهی نیستند، بلکه افرادی هستند که هرچند تخصص ندارند، اما تمایل دارند مسایل را با دلیل و استدلال بفهمند تا در مقابل شکاکین و معاندین پاسخ قابل قبول ارایه دهند.

    به باور معظم‏اله این روش فشرده، ساده و در عین حال قانع کننده، مورد نیاز عموم جامعه در مقابل شبهات طرح شده توسط رسانه‏های معاند است.

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  ۱۸  مگابایت)

     

     

    چرا هیچ انسانی «حق حکومت» ندارد؟
    در ادبیات رایج علوم سیاسی، نهاد حکومت دو بعد دارد: قانون‏گذاری و اجرای قانون. اما از منظر «آیت‏ الله مصباح یزدی»، در نظریه حکومتی اسلام یک مفروض وجود دارد و آن «قانون‏گذار اسلام» است، شخص یا اشخاص متصدی نهاد حکومت، تنها مجری قانون الهی هستند.

    حضرت «آیت‏الله مصباح یزدی» پس از تبیین عقلی ضرورت وجود نهاد حکومت در جامعه، در بحث حاضر به ویژگی‏ها و صلاحیت نهاد حکومت -متشکل از شخصی یا اشخاصی- می‏پردازد.

    در ادبیات رایج علوم سیاسی، نهاد حکومت دو بعد دارد: قانون‏گذاری و اجرای قانون. اما از منظر «آیت‏الله مصباح یزدی»، در نظریه حکومتی اسلام یک مفروض وجود دارد و آن «قانون‏گذار اسلام» است، شخص یا اشخاص متصدی نهاد حکومت، تنها مجری قانون الهی هستند. در نتیجه وقتی از حکومت سخن گفته می‏شود، همان چیزی است که در عرف سیاسی «قوه‏ی مجریه» نامیده می‏شود.

    بنابراین در دیدگاه معظم‏له، این مسأله مفروض گرفته می‏شود: «هر جامعه‏ای نیاز به قانون دارد، قانون حقیقی، قانونی است که خدایی باشد و قانون خدایی، همان قانون اسلام است. قانون اسلام در کتاب و سنت بیان شده و یا اجازه تشریح آن به افرادی داده شده است.»

    پس از پذیرفتن این مفروض، یک سؤال کلیدی پیش می‏آید، چه کسی مجری قانون اسلام است؟

    در متن این سؤال اصلی، سؤالات فرعی وجود دارد، مانند: حق یعنی چه؟ چند نوع حق داریم؟ حق حکومت کردن چه نوع حقی است؟

    حضرت آیت‏الله مصباح در جواب این سؤال می‏فرمایند: «براساس تفکر اسلامی، هر حقی نهایتاً باید از جانب خدا باشد. هیچ کسی خود به خود حقی بر هیچ کس دیگری ندارد. یک فرد عالم به صرف عالمی، نمی‏تواند ادعای حکومت بر جاهل را داشته باشد، یا فرد دیگری به صرف دکتر، روحانی، فیلسوف و … بودن حق حکومت بر دیگران ندارد. هم‏چنان که حکومت نژاد سفید بر نژاد سیاه اعتباری ندارد.»

    ایشان معتقدند، حق حکومت باید تنها از طرف خدا باشد، چون تمام شئون هستی از آن خداست و انسان حتی بر شأن وجودی خودش مالکیت ندارد، چه رسد به شأن حکومت. حق مالکیت و حاکمیت انسان بر دیگری باید مستند به اذن الهی باشد. بنابراین اگر فقیه، ولایت و حاکمیتی دارد، تنها در این چارچوب منطقی می‏گنجد.

     

     

    ولایتِ فقیه، حق است یا تکلیف؟
    اگر بپذیریم در زمان غیبت، فقیه واجد شرایط به نیابت از معصوم(ع) حق حاکمیت دارد، این سؤال پیش می‏آید که آیا فقیه، تکلیف هم دارد؟ اگر تکلیف دارد، تکلیف او مطلق است یا مشروط؟

    بر اساس نظریه‏ی ولایت فقیه، زمانی که  دسترسی به معصوم(ع) نباشد، فقیه واجد شرایط به نیابت از معصوم(ع) حق حاکمیت دارد. از این اصل استنباط می‏شود که از نظر اسلام غیر فقیه حق حاکمیت ندارد.

    حضرت آیت‏الله مصباح یزدی براساس شیوه‏ی عقلی، از این اصل چند سؤال  فرعی را هم استخراج می‏کنند:

    ۱- آیا کسی که حق حاکمیت دارد، تکلیف هم دارد؟ اگر تکلیف دارد، تکلیف او مطلق است یا مشروط؟

    ۲- مردم در برابر حق حاکمیت فقها چه حق و تکلیفی دارند؟

    در پاسخ این سوال‏ها، معظم‏له معتقدند که فقیه واجد شرایط در کنار حق، تکلیف هم دارد و وجوب این تکلیف، مشروط است؛ بدین معنا که اگر برای فقیه واجد شرایط، حق حاکمیت ثابت شد و او احساس کرد که جامعه به او نیاز دارد؛ مردم حاضر حاکمیت او را بپذیرند و در غیر این صورت فرد فاقد شرایط حاکمیت را تصدی می‏کند، وجوب اعمال حاکمیت، «تعیّن» پیدا می‏کند. اما اگر این شرایط نباشد، تکلیف فقها برای حکومت واجب «کفایی» است.

    بنابراین آیت‏الله مصباح معتقدند این تصور که حاکمیت فقها و معصومین(ع) حقی است که ممکن است از آن استفاده نکنند، اشتباه است. بلکه این حق توأم با تکلیف است؛ یعنی حاکمیت معصومین و ولی فقیه هم حق است و هم تکلیف. این تکلیف برحسب شرایط، گاه واجب عینی است و گاه واجب کفایی.

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  ۱۶  مگابایت)

     

     

    آیا کسی می‏تواند جانشین معصوم (ع) باشد؟
    یکی از سؤال‏های بنیادین علم سیاست این است که چه کسی باید حاکم و مجری قانون باشد؟ نظریه‏ ی سیاسی شیعه، این حق را از آن پیامبر(ص) و امامان شیعه(ع) و در غیاب معصوم (ع)، مختص ولی فقیه می‏داند، اما این استدال از لحاظ عقلی تا چه اندازه قابل قبول است؟

    پس از پذیرفتن ضرورت عقلی وجود حکومت و قانون در جامعه، یکی دیگر از سؤال‏های بنیادین علم سیاست پیش می‏آید؛ چه کسی باید مجری قانون باشد؟ نظریه‏ی سیاسی شیعه، این حق را از آن پیامبر(ص) و امامان شیعه(ع) و در غیاب معصوم (ع)، مختص ولی فقیه می‏داند.

    حضرت آیت‏الله‏مصباح برای اثبات این نظریه، استدلال عقلی زیر را بیان می‏فرمایند: « اگر برای اجرای قانون کسی وجود داشته باشد که در اجرای قانون خطا نمی‏کند؛ چون هم قانون را خوب می‏شناسد و هم در اجرای قانون دچار هوا و هوس نمی‏شود، عقل اجازه نمی‏دهد او را رها کنیم و سراغ فرد دیگری برویم … عقل هر کافری هم می‏گوید اگر فردی پیدا شد که معصوم از خطاست، او برای اجرای قانون اولی است».

    ایشان با همین استدلال، می‏فرمایند که مصلحت کامل قانون، وجود شخص معصوم از خطاست، ولی اگر این مصلحت کامل میسر نشود، «اقربیت»(نزدیکی) به معصوم (ع) مطرح می‏شود.

    اما این اقربیت چگونه احراز می‏شود؟ آیت‏الله‏ مصباح با در نظر گرفتن سه ویژگی علم به قانون (فقاهت)، قابل اعتماد بودن (تقوا)، تشخیص مصالح مردم و آشنایی به مسایل سیاسی، «برآیند» این سه ویژگی را معیار شناخت فرد نزدیک به معصوم(ع) بیان می‏کنند، به شرطی که فرد مورد نظر حدنصابی از این سه شاخصه‏ی علم، تقوا و آگاهی به مسایل سیاسی و مصالح مردم را داشته باشد.

     

     

    آیا خداوند امر حکومت را به مردم واگذار کرده است؟

    با توجه به ضرورت عقلی حکومت، چه دلیلی وجود دارد که خداوند این مسأله را (مثل خیلی از امورات دیگر) بر خود مردم واگذار نکرده باشد و چه ضرورتی وجود دارد که خداوند قوانین حکومتی را بیان و یا مسؤول مجری قوانین را معین کند؟

    گروه سیاسی برهان؛ حضرت آیت الله مصباح در پاسخ این شبهه سه اصل زیر را بیان می‏فرمایند‏:

     

    1- اگر چیزی عقلاً بدیهی باشد و لازم نباشد شرع آن را بیان کند، به این معنی نیست که شرع در آن مسأله حکمی ندارد. اگر جایی عقل قضاوت قطعی دارد، در اصل از راه عقل، حکم شرع را کشف می‏کنیم. بنابراین اگر عقل می‏گوید وجود حکومت ضروری است به این معنی است که از راه عقل کشف می‏کنیم که شارع هم راضی نیست حکومت برقرار نباشد.

     

    2- هیچ عقلی مخالف نیست که در قانون‏گذاری و صادر کردن مقررات حکومتی، حکومت در دست فرد معصوم از خطا باشد؛ چون چنین فردی هم حکم خدا را بهتر می‏داند ، هم مصالح مردم را بهتر می‏فهمد و هم دچار هواهای نفسانی نمی‏شود.

     

    3- عقل ایجاب می‏کند هرجا مصلحت کامل امکان نداشت باید به مرتبه‏ی بعدی اکتفا کرد. در مصالح اجتماعی و استیفای مصالح مردم، همه یا هیچ و صفر و ۱۰۰ مطرح نیست. اگر «همه» امکان نداشت باید به سمت «اقرب» به همه رفت. حال اگر حکومت معصوم(ع) میسر نباشد باید سراغ نزدیک‏ترین فرد رفت.

     

     

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  20  مگابایت)

     

     

    چرا به جای شخص ولی فقیه، شورای فقها نداشته باشیم؟

    بعد از قبول اصل ولایت فقیه و این بحث که در زمان غیبت باید آن‏چه اقرب به حکومت معصوم(ع) است، تحقق یابد، این شبهه‏ مطرح می‏شود که لازمه‏ی پذیرفتن این اصل در رأس بودن یک شخص نیست و ممکن است شورای فقها هم موضوعیت داشته باشد!

    – بعد از قبول اصل ولایت فقیه و این بحث که در زمان غیبت، باید آن‏چه اقرب به حکومت معصوم(ع) است، تحقق یابد، این شبهه‏ مطرح می‏شود که آیا حتماً باید یک نفر در رأس حکومت باشد یا شورایی از فقها هم می‏تواند موضوعیت داشته باشد؛ به عبارت دیگر لازمه‏ی پذیرفتن اصل ولایت فقیه، پذیرفتن وجود یک شخص نیست، ممکن است یک شورای فقها حکم را صادر کند!

     

    به خصوص از راه نقلی و با استناد به نصوص و متون دینی ممکن است این شبهه پیش آید که در اسلام از حق حاکمیت فقها در عصر غیبت سخن به میان آمده، اما مشخص نشده است که حتما یک شخص باشد، ممکن است شورای فقها باشد.

     

    آیت‏الله‏مصباح‏یزدی در جواب این شبه معتقدند که وقتی در اثبات ولایت فقیه از مصلحت تام عقلی (حکومت شخص معصوم )صرف نظر کردیم، پس تنها امکان عقلی مطرح نیست، امکان وقوعی و عقلایی در خارج هم مطرح است.

     

    ایشان برای اثبات این نظر می‏فرمایند: «تا جایی که از تاریخ بشر در باب حکومت و سیاست بدست می آید و بر اساس آن‏چه که قرآن و کتب آسمانی حکایت می‏کنند و نیز طبق آ‏ن چیزی که در تاریخ اسلام سراغ داریم، هیچ کس احتمال این معنا را نداده است. هیچ پیغمبری ( در بین آن‏هایی که حکومت تشکیل داده اند) شورایی حکومت نکرده است. در سیره‏ی ائمه اطهار(ع) هم‏چنین چیزی را سراغ نداریم.»

     

    ایشان معتقدند از نظر عملی هم اگرچه حکومت شورایی محال نیست ولی احتمال آن بسیار کم است. علاوه بر این در مصالح اجتماعی مواردی پیش می‏آید که باید تصمیم قاطع گرفته شود و گرنه مصلحت مسلمین تأمین نمی‏شود.

     

    بنابراین از منظر آیت‏الله‏مصباح‏یزدی، متون دینی، سیره‏ی انبیا و ائمه‏ی اطهار نشان می‎دهد که ولایت همواره قائم به شخص بوده است، در وقوع خارجی نیز در همه‌ی دنیا همواره حکومت دست یک نفر بوده، حتی در حکومت‏هایی مانند اتحاد جماهیر شوروی که ادعای حکومت شورایی داشتند، عملاً نظر یک نفر تعیین کننده بود.

     

     

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  ۲۲  مگابایت)

     

     

    آیا ضرورتی برای مجلس خبرگان وجود دارد؟

    بعد از پذیرفتن این اصل که باید فرد اقرب به معصوم در رأس حکومت اسلامی قرار بگیرد، این سؤال پیش می‌آید که چگونه می‏توان این فرد را شناخت؟ اگر در میان فقها چندین نفر صلاحیت لازم را داشته‌باشند، چه کار باید کرد؟

     

    – بعد از آن‌که پذیرفتیم کسی باید در رأس حکومت اسلامی قرار بگیرد که اقرب به معصوم باشد، این سؤال پیش می‌آید که چگونه چنین فردی را تشخیص بدهیم؟ اگر در میان فقها چندین نفر صلاحیت لازم را داشته‌باشند، چه کار باید کرد؟

     

     

     

    حضرت آیت‌الله مصباح یزدی راه شناسایی فرد اصلح را همان روشی می‌دانند که در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیش بینی شده‌است، یعنی خبرگان رهبری.

     

     

     

    ایشان این روشن را یک روش کاملا عقلایی می‌دانند که نیازی به اثبات ندارد؛ چرا که همه‌ی عقلای عالم برای این‌که در یک صنفی، اصلح آن صنف را انتخاب کنند، از افراد خبره در آن صنف استفاده می‌کنند. به عنوان مثال اگر شرط شده‌است که متولی موقوفات باید اعلم باشد و یا شرط مرجع تقلید اعلم بودن است، در همه‌‌ی موارد راه تشخیص استفاده از نظر و تشخیص افراد خبره و اهل فن است.

     

     

     

    در مواردی مانند وقف و تقلید چون بحث تقریبا جنبه‌ی فردی دارد، لازم نیست این راه رسمیت داشته باشد ولی مسایل حکومتی با سرنوشت جامعه سروکار دارد و وقتی صلاحیت یک فقیه مشخص شد، حتی دیگر علما و فقها هم باید از او اطاعت کنند و گرنه مصلحت مسلمین به خطر می‏افتد. بنابراین باید یک مقام رسمی و یک سازوکار رسمی وجود داشته‌باشد. این مقام رسمی چه کسی می‌تواند باشد؟ سیره‌ی عقلا این است که برای تشخیص اصلح باید به آراء افراد خبره مراجعه کرد. این افراد خبره را هم مردم باید انتخاب کنند. معیار مردم هم باید بر اساس عدالت و فقاهت بوده و تحت تاثیر تبلیغات و … نباشد. مجلس خبرگان رهبری بر این اساس طراحی شده‌است.

     

     

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  ۲۱  مگابایت)

     

    ولایت فقیه همان نهاد حکومتی است که فصل‏الخطاب باشد

    زمانی‏ علی‏رغم وجود قانون و مقررات دینی، در اجرای همان مقررات، اختلاف فتوا پیش می‏آید به طوری که منجر به نزاع و اختلاف می‏شود، این‏جا نیازمند یک فتوای رسمی هستیم تا رفع اختلاف کند.

    گروه سیاسی برهان؛ موضوع بحث ولایت فقیه، مباحث حکومتی است و این تصور که اطاعت از ولایت فقیه به طور مطلق و حتی در امور شخصی واجب است، موضوع بحث در این نظریه نیست. امّا این سؤال پیش می‏آید که مسایل حکومتی شامل چه مواردی می‏شود؟ در پاسخ باید گفت: مسایل حکومتی یعنی اموری که نیازمند اجرا و تأمین در زندگی انسان است، ولی اگر اجرا و تأمین آن به خود افراد واگذار شود، دچار مشکل شده و منجر به نزاع و کشمکش در جامعه می‏شود.

     

    در زندگی هر فردی یک سری از مسایل جنبه‏ی فردی دارد، مثل نماز و روزه و برخی دیگر وظایف فردی. امّا مسایلی هم هست که جنبه‏‏ی اجتماعی دارد و انجام آن‏ها در درجه‏ی اوّل نیازمند مقرراتی که اجرای آن مقررات ضامن رسیدن جامعه به اهداف خودش می‏باشد. دامنه‏ی این مقررات وسیع است و بخشی از آن مقرراتی است که در متون قرآن کریم و روایات صحیح آمده است و از ضروریات دین است. در این مقررات تکلیف روشن است و فارغ از نیاز به دیگران هستیم.

     

    امّا یک سری از مقررات وجود دارد که از دو جهت نیاز به یک متصدی دارد:

     

    ۱- زمانی‏که علی‏رغم وجود قانون و مقررات دینی، در اجرای همان مقررات، اختلاف فتوا پیش می‏آید به طوری که منجر به نزاع و اختلاف می‏شود، این‏جا نیازمند یک فتوای رسمی هستیم تا رفع اختلاف کند.

     

    ۲- زمانی‏که قانون وجود دارد، اختلاف فتوایی هم در کار نیست، اما افرادی هستند که به قانون عمل نمی‏کنند. این‏جا هم دستگاهی لازم است که از تخلفات پیشگیری کرده و امنیت اجتماعی را تأمین کند. یا در جامعه افرادی وجود دارند که از عهده‏ی تأمین زندگی خودشان بر نمی‏آیند، این‏جا هم وجود قانون کافی نیست و نیازمند یک نهادی هستیم که نیاز آن‏ها را برآورده کند. در مجموع این موارد همان مسایل حکومتی است که تأمین آن‏ها به صورت فردی ممکن نیست.

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  ۲۲ مگابایت)

     

     

    امور حسبیه، هم عرض ولایت فقیه نیست

    از شبهات رایجی که در زمینه‏ی ولایت فقیه مطرح است این‏که برخی قایلند ولایت فقیه، هم عرض یا هم‏تراز امور حسبیه است!

    گروه سیاسی برهان؛ یکی از شبهات رایج در مورد ولایت فقیه این است که برخی می‏گویند ولایت فقیه هم عرض یا هم‏تراز امور حسبیه است! آیت الله مصباح یزدی به این شبهه این چنین پاسخ می‏گوید:

     

    «باید دید امور حسبیه چیست؟ امور حسبیه یک اصطلاح قرآنی نیست و مبنای روایی هم ندارد. ریشه‏ی پیدایش این اصطلاح و ورود آن به فرهنگ اسلامی، به زمان امویان برمی‏گردد. در هر صورت حکومت‏های غیر شیعی هم برای آن‏که بقای‏شان به خطر نیفتد، دنبال جلب رضایت مردم بودند. بنابراین بخشی از امور حکومتی را به نهادی به نام محتسب می‏سپردند و به آن امور حکومتی، اصطلاح امور حسبیه به کار برده می‏شد.  این اصطلاح بعداً وارد فقه شیعه هم شد. در تعریف امور حسبیه گفته می‏شود: اموری که شارع می‏خواهد حتماً اجرا شود مانند قیومت صغیر، گرفتن زکات و … بنابراین امور حکومتی چیزی جدا از امور حکومتی نیست، بخشی از امور حکومتی است که در زمانی، امور حسبیه نام گرفته است.

     

    امور حکومتی هم شامل آن دسته از مصالح اجتماعی است که اگر متصدی خاصی نداشته باشد، برزمین می‏ماند و باعث هرج و مرج جامعه‏ی اسلامی می‏شود و شارع مقدس هم هرج و مرج و اختلال در نظام اجتماعی اسلام را مجاز نمی‏دانند.»

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  ۲۲  مگابایت)

     

     

    حاکم اسلامی حق قهر کردن از مردم را ندارد!

    خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید: «ای پیامبر تو مثل آن – حضرت لوط (ع) – نباش. اگر مردم هم قهر کردند تو قهر نکن.» سیره‏ی فقها و علمای تشیع هم این‏گونه بوده است که هرگاه حکومت مرکزی ضعیف می‏شد، خود تشکیل حکومت می‏دادند.

    گروه سیاسی برهان؛ یکی از سؤالات رایج در باب حکومت اسلامی ایران این است که اگر بعد از آن‏که حاکم اسلامی یا امام معصوم(ع) از طرف خدا تعیین شد ولی مردم زیربار حکومت آن نرفتند، وظیفه حاکم اسلامی چیست؟ آیا می‏تواند از اجرای حدود الهی شانه خالی کند؟

     

    حضرت آیت الله مصباح یزدی با استناد به سنت، عقل و سیره، می‏فرماید: «حاکم اسلامی تا جایی که ممکن است درصدی از احکام اسلامی را پیاده کند، باید بماند. حتی اگر مردم (نه همه مردم بلکه کسانی که موثر هستند) او را قبول نداشته باشند، باید برای آن اقلیتی که حاکم او را پذیرفته‏اند، راه را نشان دهد و حق قهر کردن و ترک صحنه را ندارند.»

     

    بنابر استدلال آیت الله مصباح یزدی، در میان پیامبران تنها یک فرد ( حضرت لوط (ع) ) را داریم که بعد از اتمام صحبت و نزول آثار بلا، قوم خودش را ترک می‏کند. اما خداوند به پیامبر اسلام (ص) می‏فرماید: «ای پیامبر تو مثل آن نباش. اگر مردم هم قهر کردند تو قهر نکن.» سیره‏ی فقها هم این بوده است که هرگاه حکومت مرکزی ضعیف می‏شد و نمی‏توانست جلوی آن‏ها را بگیرد، خود علما تشکیل حکومت می‏دادند که در تاریخ فقه تشیع به «حاکم شرع» شهرت یافته است.

     

    حتی برخی از علما وقتی درک می‏کردند که یک سلطان فاجری می‏تواند ظواهر را حفظ کند و بگوید من از سوی علما حکومت می‏کنم، چنین اجازه را می‏دادند، مثل شاه طهماسب صفوی که می‏گفت از طرف «علامه محقق کرکی» حکومت می‏کنم. یعنی در این شرایط علما نمی‏فرمودند یا باید کل حکومت را تحویل علما بدهید و یا هیچ.

    دانلود با لینک مستقیم (حجم :  ۲۱  مگابایت)

     

     

    ولایت فقیه و قانون همه یا هیچ!

    آیت الله مصباح همه‏ی امور حکومتی را جزء اختیارات ولی فقیه می‏دانند و معتقدند تا جایی‏که در توان فقیه حاکم بود، باید به اجرای امور حکومتی اسلام بپردازد، بایستی مصالح مسلمین را تا آن‏جا که ممکن است استیفا کند و نمی‏توان به قاعده یا همه یا هیچ عمل کرد.

    گروه سیاسی برهان؛ آیت الله مصباح یزدی در آخرین بخش‏های از درس‏های ولایت فقیه به چند سؤال مهم پاسخ می‏دهد.

     

    یکی از سؤال‏های رایج در باب ولایت فقیه این است که «حدود و دایره‏ی اختیارات ولی فقیه کجاست»؟

     

    آیت الله مصباح همه‏ی امور حکومتی را جزء اختیارات ولی فقیه می‏دانند و معتقدند تا جایی‏که در توان فقیه حاکم بود، باید به اجرای امور حکومتی اسلام بپردازد و اگر شرایط اجتماعی به گونه‏ای باشد که نتواند همه‏ی احکام و مقررات اسلام را پیاده کند، بهانه و دلیل نمی‏شود که از مسوولیت شانه خالی کند. بایستی مصالح مسلمین را تا آن‏جا که ممکن است استیفا کند و نمی‏توان به قاعده یا همه یا هیچ عمل کرد.

     

    سوال دیگر این است که منظور از این جمله که «ولی فقیه باید اقرب معصوم باشد»، چیست؟

     

    آیت الله مصباح در پاسخ به سه ویژگی لازم فقیه حاکم اشاره می‏کنند:

     

    اول؛ این‏که فردی که در رأس حکومت قرار می‏گیرد باید آگاه‏تر از همه به قانون الهی باشد، یعنی در فقاهت اعلم باشد.

     

    دوم؛ با توجه به عصمت معصوم (ع)، فقیه حاکم هم باید در تقوا و عدالت بالاتر از رهبران باشد.

     

    سوم؛ این‏که فقیه حاکم باید در مقایسه با دیگران به مصالح اجتماعی آگاه‏تر باشد، یک یا دو مورد از این ویژگی‏ها کفایت نمی‏کند. مثلاً کسی فقیه و باتقوا باشد ولی آگاه به مصالح اجتماعی نباشد، اتفاقاً تصدی او موجب تعطیلی احکام اسلام می‏شود چون قادر به اجرا نخواهد بود. اگر کسی در این سه ویژگی برتر از دیگران باشد او «متعّین» است و اگر چنین کسی پیدا نشد کسی که در مجموع این سه ویژگی نمره بالاتری دارد، اقرب به معصوم محسوب می‏شود.

    دانلود با لینک مستقیم (حجم : ۱۵  کیلوبایت) (فایل متنی)

     

     

     

     

     

     

     

     

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی