با سلام
در جهت تطبیق و سبک شدن انجمن تمام مطالب قبلی به قسمت بایگانی منتقل شده
و ازاین به بعد به طور کامل وتمام مطالب شما در موضوعات مشخص خود باقی می ماند.
توجه داشته باشید مطالب خود را با توجه به موضوع و تالار خود قرار دهید.

کد آهنگ

شکلک برای ارسال ها"کلیک کنید"

بازدید از تاپیک : 488
نمایش آدرس تاپیک
http://samen-bosh.ir/Forum/Post/192
اطلاعات نویسنده
محتوای پاسخ

ارسال ها
873
عضویت
12 /8 /1391
محل زندگی
بشرویه
سن
20
یاهو آی دی
پسند کرده
67
پسند شده
19
چکيده
انقلاب اسلامي به عنوان يک انديشه و مدل سياسي نوين، ضربه سنگيني بر استيلاي جهان غرب واردکرد. نظام سلطه تمامي اشکال براندازي سخت از جمله شورش، کودتا و جنگ نظامي را در يک دهه عليه انقلاب تجربه کرد. ليکن ايستادگي و مقاومت ملت ايران تحت رهبري حضرت امام رضوان الله عليه، قدرت هاي مستکبر را بر اين واقعيت رهنمون ساخت که استفاده از گزينه سخت و نظامي نمي تواند در برابر ايمان و اعتقاد مردم ايران کارآمد باشد، بلکه برعکس موجبات برانگيختن، وحدت و همبستگي هر چه بيشتر ملت ايران را فراهم مي‌کند. چنين شد که اين قدرت ها لاجرم بر شکست خود در راهبرد مقابله سخت با نظام جمهوري اسلامي اعتراف کردند و مقابله اي پيچيده تر از پيش، تقريبا از دهۀ دوم آغاز شد. که از آن با رويکرد جديد و در چارچوب بهره‌گيري از روش هاي نرم، ياد مي‌شود. تقابلي که رهبري معظم انقلاب از همان آغاز دهه هفتاد با ادبيات و تعابير مختلف نظير: تهاجم فرهنگي، ناتوي فرهنگي و شبيخون فرهنگي و اخيراً جنگ نرم خطر آن را گوشزد کرده، مسئولين نظام را به چاره انديشي در برابر آن فراخواندند. از اين رو ضروري است با تدبير از پيش انديشيده شده، دامنه و سطح اين نوع جنگ، و نيز مباني و ابعاد آن، باز شناخته شود. اين مقاله تلاشي است در جهت شناخت چيستي و چگونگي شکل گيري، اهداف و ويژگي‌هاي جنگ نرم از ديدگاه مقام معظم رهبري. بديهي است، شناخت بيشتر جنگ نرم مي تواند به مفهوم سازي و شناخت بيشتر اين پديده، همچنين بهبود مديريت امنيت ملي کشور در خصوص تهديدات نرم عليه امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران کمک نمايد.

واژگان کليدي: جنگ نرم، قدرت نرم، بصيرت، فرهنگ و تهاجم فرهنگي.

جنگ به منزلۀ بخشي از طبيعت بشر شناخته مي شود كه در تاريخي به قدمت تاريخ خود بشر، فراز و نشيب‌ها داشته و با رويكردهايي مختلف تقسيم شده است. شناخته ترين نوع آن تقسيم بندي، بر اساس شدت جنگ است که آن را به منازعات كم شدت، شديد و تمام عيار، صورت‌بندي مي‌کند. در نوع دوم، جنگ را از نظر به‌كارگيري سلاح به طيف‌هاي جنگ گرم و سرد تفكيك مي‌كنند. همچنين جنگ از حيث علني يا مخفي بودن منازعه، به جنگ آشكار، نيمه پنهان و پنهان تقسيم شده است. نوع ديگر دسته بندي از حيث موضوع جنگ است که به سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي دسته بندي شده است. در نهايت طيف‌شناسي جنگ، براساس "ابزار و روش تحميل اراده" است. بر اساس اين شاخص جنگ شامل جنگ نرم  و جنگ سخت  است. اين نوع تفكيك ابتدا در مورد تفکيک قدرت به نرم و سخت توسط ژوزف ناي انجام شد. او در سال 1990 م در مجله "سياست خارجي" شماره 80 امريکا، مقاله‌اي در مورد قدرت نرم منتشر کرد، که در دو دهه اخير نيز توسط برخي از انديشمندان ديگر توسعه يافت.

گفتمان‌هاي امنيتي نرم اخير موجب تحول در مفهوم  قدرت، امنيت و تهديد گرديده است. در گفتمان سنتي، امنيت با نبود عاملي ديگر كه از آن به تهديد ياد مي‌شود، تعريف شده است. اين گفتمان داراي پيشينه تاريخي طولاني است. شاخص بارز آن، تأكيد بر بعد نظامي در تحليل امنيت و تهديدات است. بر اين اساس، براي مقابله با تهديد، بر مؤلفه قدرت نظامي تأكيد مي‌شود و راهبرد آن، افزايش قدرت نظامي مي‌باشد. در گفتمان نوين امنيت ملي، تهديدات و قدرت چند وجهي و داراي ابعاد مختلف است. به عبارت ديگر امنيت، تهديد و قدرت پديده‌اي متأثر از پديده‌هاي مختلف مادي و ذهني، و داراي وجوه نرم‌افزاري و سخت‌افزاري است. بنابراين تهديدات، در اين رويكرد شامل تهديدات اجتماعي، سياسي، فرهنگي، نظامي و... مي‌باشد. همچنين قدرت داراي ابعاد مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي ، نظامي و ... است. بنابراين امنيت بر پايه ملاحظات نرم‌افزارانه در محيط ملي و جهاني مي‌باشد و به عبارت ديگر قدرت نرم بنياد، زيرساخت و جوهر اصلي امنيت همه جانبه يك نظام سياسي خواهد بود (نک، افتخاري، 1388).
گروهي از محققان با مطالعه سير تطور و تكوين تاريخي انواع جنگ‌ها، آنها را به لحاظ شدت، شكل و ابزار رسيدن به هدف و اعمال قدرت، دسته‌بندي كرده و با عناوين مختلف نامگذاري کرده‌اند. اين محققان و نويسندگان معتقدند شناخت جنگ نرم، عرصه‌ها و مصاديق آن، نيازمند بررسي سير تكوين تاريخي جنگ‌ها يا به عبارت ديگر بررسي سير تطور تاريخي نظام‌هاي سلطه است. از نظر آنان، براي اعمال اراده و تأمين منافع و اهداف حياتي نظام‌هاي سلطه بر جهان، سه مقطع تاريخي را مي‌توان برشمرد اين سه مقطع عبارت است از: 1- استعمار كهن (دوره تهديدات سخت)؛ 2- استعمار نو (دوره تهديدات نيمه سخت)؛ و 3- استعمار فرانوين (دوره تهديدات نرم). اين گروه معتقدند، در طول تاريخ ماهيت و استراتژي سلطه متفاوت بوده، و در هر دوره متناسب با اهداف و منافع و شرايط، مصاديق، ابزار و شيوه‌هاي متفاوتي جهت اِعمال اراده و تأمين منافع به کار رفته است.
براي مثال منصوري(1386) سه دوره استعمار کهن، فرانو و فرانوين را برشماري نموده، ابزارها و روش‌هاي مختلف اعمال جنگ را در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي توسط نظام‌هاي سلطه در دوره‌هاي مختلف تاريخي نام برده است. وي از دوره استعمار فرانوين با عنوان دوره جنگ نرم يا دوره جنگ‌هاي سياسي – فرهنگي ياد مي‌کند. احمديان و عباسي(1385) جنگ با به لحاظ ماهيت و سير تاريخي به سه جنگ سخت، نيمه سخت و نرم تقسيم نموده است. او معتقد است جنگ سخت عبارت است از اعمال قدرت نظامي براي تحميل اراده و تأمين منافع. در اين نوع جنگ هدف اشغال سرزمين است. جنگ سخت متكي به روش‌هاي فيزيكي، عيني "سخت‌افزارانه" و همراه با اعمال و رفتار خشونت‌آميز، براندازي آشكار، حذف دفعي، اشغال و الحاق سرزمين‌ها است. ظهور اين جنگ‌ها مربوط به دوره استعمار كهن بوده كه نظام سلطه با استفاده از لشكركشي، كشتار، تصرف سرزمين‌ها و الحاق آن (ايجاد مستملكات و مستعمرات) اراده خود را تحميل و منافع خود را تأمين نموده است. جنگ نيمه سخت عبارت است از اعمال قدرت سيستم سياسي – امنيتي با در دست گرفتن بخش حكومت و سياست در يك كشور جهت تحميل اراده و تأمين منافع. در اين نوع جنگ هدف اشغال بخش حكومت و حوزه سياست است. جنگ نيمه سخت متكي به كاربرد سيستم اطلاعاتي – امنيتي و نفوذ در دولت‌ها است كه روش‌هاي آن تركيبي (سخت افزارانه – نرم‌افزارانه) است. ظهور اين جنگ‌ها مربوط به دوره استعمار نو مي‌باشد كه نظام سلطه با استفاده از كاربرد قدرت امنيتي و بدون استفاده از لشكركشي و اشغال فيزيكي سرزمين عملاً سيستم حكومت و سياست يك كشور را در اختيار خود قرار داده، از اين طريق به تحميل اراده مي‌پردازد و منافع خود را تأمين مي‌کند. در نهايت جنگ نرم عبارت است از: اعمال اراده و تأمين منافع نظام سلطه، بدون منازعه و از طريق اشغال انديشه و الگوهاي رفتاري همه جانبه يك كشور در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي. جنگ‌هاي نرم متكي به روش‌هاي نرم‌افزارانه، نامحسوس و تدريجي است.
اين نوع جنگ بدون عكس‌العمل فيزيكي بوده و نوعي اشغال همه‌جانبه، نامرئي و پايدار تلقي مي‌شود. در اين جنگ، عرصه‌هاي مختلف اجتماعي (فرهنگي، اقتصادي و سياسي) از طريق تحميل فرهنگ، انديشه و الگوهاي رفتاري نظام سلطه به اشغال كامل در مي‌آيد. در واقع هدف جنگ نرم، "مردم" است. در صورتي که در جنگ سخت هدف "سرزمين" و در جنگ نيمه سخت هدف "حکومت" است. ظهور جنگ نرم مربوط به دوره استعمار فرانوين يا جهاني‌سازي فرهنگ مي‌باشد (نک، نائيني، 1388).

نوع          قلمرو و هدف تهديد                      ابزار
سخت        تصرف سرزمين              زور و اجبار (نيروي مسلح)
نيمه سخت    تصرف حکومت              ترکيبي از قدرت سخت و نرم
نرم        تصرف مردم(ذهن و قلب)       قدرت نرم

گروهي ديگر از صاحب‌نظران، جهاني‌سازي را مترادف با جنگ نرم مي‌دانند. جهاني شدن از مفاهيمي است كه از دهه 80 ميلادي تقريباً همه حوزه‌هاي اجتماعي را تحت تأثير خود قرار داده است. از اين مفهوم تعابير و تعاريف مختلفي ارائه شده و آراء و انديشه‌هاي مختلفي توسط نظريه‌پردازان علوم اجتماعي، علوم سياسي، روابط بين‌الملل و فرهنگ‌شناسان شكل گرفته است. هر كدام از صاحب‌نظران بر وجهي از فرآيند جهاني شدن متمركز شده‌اند و به زمينه‌ها، ابعاد، آثار و پيامدهاي آن پرداخته‌اند. گروهي از نويسندگان و محققين با مطالعه و بررسي اين پديده، فرآيند جهاني شدن را به عنوان جهاني‌سازي مترادف با جنگ نرم براي کشورهاي آماج و هدف مي‌دانند. گيدنز فرآيند جهاني شدن را چيزي جز گسترش تجدد و فرهنگ ليبرال - دمکراسي نمي‌داند. ماركس و انگلس هم درك تاريخ جهاني شدن و آغاز اين فرايند را مستلزم درك و شناخت تاريخ سرمايه‌داري مي‌دانند. چون از ديدگاه آنان نظام سرمايه‌داري همواره دست‌اندركار يكپارچه‌سازي اقتصادي و فرهنگي جهاني بوده است. (تاميلسون،1381)،  پس با توجه به اين ديدگاه، جهاني شدن را بايد همزاد "سرمايه داري"، "غربي‌سازي" و "يکپارچگي" و "يکسان سازي اطلاعات و عقايد" و در نهايت "سبک زندگي مشترک" دانست. اين گروه از نويسندگان براين باورند که، پديده جهاني شدن، براي کشورهاي ضعيف و بازيگران منفعل تهديد به شمار مي‌آيد. اين فرآيند نوعي سلطه نوين است. کشور‌هاي برخوردار، چون  از قدرت نرم بالايي هم برخوردارند، براي کشور‌هاي رقيب خود "‌تهديد" ‌تلقي مي‌شوند. از نظر "‌ژوزف ناي" نظريه‌پرداز قدرت نرم،کشوري که واجد اين سه نوع جذابيت "‌فرهنگ"، "‌ايده سياسي" ‌و "‌سياست خارجي‌" باشد، مي‌تواند بر فرهنگ، سياست‌‌ها و الگو‌هاي اجتماعي و سياسي کشور‌هاي ديگر تأثير بگذارد و اراده خود را به صورت غير مستقيم بر آن‌ها تحميل کند بنابراين جهاني شدن فرآيندي برنامه‌ريزي شده، تحميلي و طرحي است براي بازسازي اجتماعي جوامع در سطح کلان. سيستمي که ايدئولوژي نئوليبراليستي سرمايه‌داري غربي را تبليغ و تحميل مي‌کند و درصدد است الگوي زندگي غربي(به ويژه امريکايي) را ترويح کند.
بنابراين، اين گروه معتقدند جهاني شدن يک پروژه طرح‌ريزي شده توسط کانون‌هاي قدرت براي تحميل يک الگوي رفتاري مشخص، فراگير و يک‌سويه است که موجب سيطره فرهنگ و ارزش‌هاي غربي و انفعال سايرين مي‌شود. و داراي آثار و پيامدهايي از جمله فروپاشي دولت – ملت، دگرگوني الگوي حكومت و رفتار سياسي، به خطر افتادن هويت‌هاي ملي – ديني، تسلط نظام ليبرال – دمكراسي ظهور و گسترش يك فرهنگ جهاني است (نک، نائين، 1387). از اين منظر مي‌توان گفت، فرآيند و مفهوم جهاني شدن اگر به مثابۀ روشي براي سلطه و با ماهيت جهاني‌سازي فرهنگ و الگوي رفتاري ليبرال دمکراسي در نظر گرفته شود،  بدون ترديد منطبق بر ماهيت و چيستي جنگ نرم است و همه ابعاد سياسي، فرهنگي و اقتصادي را در بر مي‌گيرد و دامنه قدرت، ميزان کارآمدي، مشروعيت و اعتبار دولت هاي ملي را تقليل مي‌دهد.
برخي از محققان کارکرد انقلاب‌هاي رنگي را با کارکرد جنگ نرم مترادف مي‌دانند. بي‌ترديد،"انقلاب‌هاي مخملي"يا انقلاب هاي رنگي  يکي از شيوه‌هاي براندازي جنگ نرم است كه نوعي دگرگوني و جابه‌جايي قدرت همراه با مبارزه منفي و نافرماني مدني را شامل مي‌شود. نکته¬اي که توجه مضاعف به اين موضوع را ضروري مي‌سازد، مربوط به تلاشي است که براي تبديل آن به الگوي تغيير ساختار سياسي در کشورهاي در حال گذار،  مخالف و معارض توسط غرب به ويژه امريکا صورت مي‌گيرد. نوع دگرگوني‌ و تغيير ساختارهاي سياسي که از آن‌ با نام انقلاب‌هاي رنگين ياد مي‌شود، واجد ويژگي‌هاي مشترک در علل و شکل تحول مي‌باشد. همگي آنها (بجز قرقيزستان) بدون استفاده از ابزارهاي خشونت‌آميز و طي راهپيمايي خياباني به پيروزي رسيدند. تمامي اين تحرکات با شعارهايي مبتني بر دمکراسي‌خواهي و ليبراليسم انجام گرفتند. ثقل زماني در انجام انقلاب‌هاي رنگين دورۀ برگزاري انتخابات است بدين صورت که با اعلام تقلب در انتخابات از سوي مخالفان دو هدف عمده شامل ابطال انتخابات و برگزاري مجدد آن تحت نظر ناظرين بين‌المللي  پيگيري مي‌شود. تلقي از انقلاب‌هاي رنگين به عنوان نوعي جنگ نرم، همانند نظريه جهاني‌سازي فرهنگي که دامنه قدرت، ميزان کارآمدي، مشروعيت و اعتبار حکومت را تقليل مي‌دهد. و مدل سياسي موجود و نظام مستقر را به چالش مي‌کشد، به عنوان مدلي براي براندازي نرم، تلقي درستي به نظر مي‌رسد. ليکن در اين برداشت جنگ نرم محدود به جنگ نرم سياسي، از طريق سازمان‌دهي حرکت‌هاي اعتراضي در بسترهاي مدني همچون انتخابات، خواهد شد اين برداشت از جنگ نرم، همه ابعاد به ويژه بعد فرهنگي جنگ نرم را که با دگرگوني‌هاي زمان‌بر آميخته است، در بر نمي‌گيرد (نک، نائيني، 1388).

چند ويژگي مشترك در دهه‌هاي اخير در ساختار نظام قدرت مشاهده مي‌شود كه مي‌توان آنها را بدين ترتيب صورت‌بندي کرد:

1.    لزوم تجديدنظر در بنيادهاي كلاسيك و سنتي روابط بين‌الملل و مطالعات امنيت‌پژوهي؛
2.    در دوران جديد، فرهنگ تكيه‌گاه اصلي تحولات سياسي و بين‌المللي است و محيط سياسي در نظام بين‌المللي فرهنگي شده و نوعي يگانگي از يك‌سو و گوناگوني از سوي ديگر به همراه آورده است؛
3.    در جهان امروز بازيگراني ظهور يافته‌اند كه هويت فرهنگي دارند و اساساً نظام بين‌الملل را تحت تأثير خود قرار داده‌اند كه مديريت آن با ساختارهاي پيشين به طور کامل متفاوت است؛
4.    نرم‌افزارگرايي و به عبارت ديگر فرهنگ‌گرايي شاخصه انديشه‌هاي نوين است و نقش اساسي در تحولات اجتماعي دارد؛
5.    قدرت نرم در نگرش‌هاي جديد، نقش تعيين‌كننده در شكل‌گيري جهان حال و آينده دارد؛
6.    در بررسي رويکردها و نظريه‌ها، وارد شدن به يك دوران جديد، موضوع و مسئله‌اي مشترك و فراگير است. هر چند خصوصيات دوران جديد با اختلاف‌نظرهاي متفاوت تبيين شده است، ليكن شبكه‌اي شدن ارتباطات و جهاني شدن اطلاعات پيش از هر چيز با آنچه تحت عنوان جهاني‌سازي فرهنگ يا استعمار فرانوين توضيح داده شد، مطابقت بيشتري با مفهوم جنگ نرم و ابعاد مختلف آن دارد.

امروزه، رهيافت تقابل‌گرايي و خشونت‌محور با محوريت اقدامات نظامي در نظام بين‌الملل جاي خود را به رويكرد نرم‌افزاري و جنگ نرم داده است. اين رهيافت از سوي مراکز مطالعاتي و مؤسسات وابسته به بنيان‌هاي غرب اشاعه يافته، و توسط مؤسساتي همچون كميته خطر كنوني ، بنياد اعانه ملي براي دمكراسي ، موسسه هوور  و بنياد دفاع از دمكراسي‌ها  ترويج شده است، ( عبدالله خاني، 1385، ص 39). نظريه پردازان امريکايي معتقد به رويکرد جنگ نرم با جمهوري اسلامي بر اين باورند که هرگونه اقدام خشونت‌آميز عليه ايران (به ويژه اقدام نظامي)، نفرت ايرانيان از امريكا و دولت آن را براي ساليان دراز ريشه‌دار‌تر خواهد كرد. استفاده از اقدام خشونت‌آميز عليه ايران، امكان روي كار آمدن يك دولت هوادار امريكا را در اين كشور با مشكلات زيادي روبه‌رو خواهد كرد. افزون بر اين، كاربرد نيروي نظامي عليه ايران، بي‌ثباتي و ناامني را در خاورميانه افزايش خواهد داد. اين گروه معتقدند ايران به علت برخورداري از پيشينۀ دمكراسي و وجود نهادهاي مردم‌سالار و همچنين پتانسيل‌هاي موجود براي حركت‌هاي مردمي و غيردولتي از استعداد بالايي براي تغيير نظام سياسي به روش‌هاي غيرخشونت‌آميز برخوردار است. در صورتي كه عمليات جنگ‌ نرم در براندازي جمهوري اسلامي به موفقيت برسد پيامدهاي ناشي از روش‌هاي رويكرد تقابل‌گرا(جنگ سخت) را با خود همراه نخواهد داشت (عبدالله خاني، 1385، ص 27). همان‌گونه که تعداد زيادي از نظريه‌پردازان و سياستمداران غربي بر اين باورند که راهبرد نظاميِ پيشگيرانه در افغانستان، عراق و لبنان کاملا ناکارآمد بود (ديکمن، 2009، ص 25).
نمونه‌هاي فراوان از كاربرد جنگ نرم در صفحات تاريخ  به ويژه عليه انقلاب اسلامي در دو دهه اخير وجود دارد. حمايت آشكار از صداهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران توسط بالاترين سطوح تصميم‌گيري در امريكا، مخدوش و بدنام كردن چهره جمهوري اسلامي در خارج از كشور از راه‌هاي گوناگون، تلاش براي مشروعيت‌بخشي، گسترش و توانمندسازي سازمان‌هاي غيردولتي حاضر در ايران كه مخالف جمهوري اسلامي ايران هستند، دخالت گسترده در امور داخلي ايران در زمينه انتخابات، حقوق‌بشر، زنان، رسانه‌ها و مذاهب، تبليغ و ترويج دوگانگي حاكميت در ايران و فعال‌سازي و حمايت از شبكه‌هاي رسانه‌اي ضدايراني بخش‌هايي از سند امنيت ملي امريكا در سال 2006 است (راهبرد امنيت ملي آمريکا، 2006). تأمل در اهداف و محتواي رسانه‌هاي فارسي امريکايي و ساير کشورهاي غربي، آشکار مي‌سازد که آنان با بهره‌گيري از ساز و کارهاي روان‌شناختي و جامعه‌شناختي، در پي آن هستند تا فرهنگ، روابط و نهادهاي اجتماعي، احساس دلبستگي و انسجام ملي، وحدت سياسي و مذهبي و جز آن را آماج فشار و تهديد قرار دهند و زمينه "تغيير رفتار" و " فروپاشي از درون" را فراهم سازند (ضيايي پرور، 270:1383-285).
تاريخ انقلاب از آغاز تاکنون گواهي مي‌دهد که دولت‌هاي استکباري غربي تمامي اشکال براندازي سخت از جمله شورش، کودتا و جنگ نظامي را در دهه اول تجربه کردند. در جريان براندازي و مقابله سخت، گرچه انرژي و سرمايه‌هاي انساني، مادي و معنوي بسياري از دست رفت، ليکن ايستادگي و مقاومت ملت ايران تحت رهبري حضرت امام رضوان‌الله عليه قدرت‌هاي مستکبر را به اين واقعيت رساند که استفاده از گزينه سخت و نظامي نمي‌تواند در برابر ايمان و اعتقاد اين مردم کارآمد باشد، بلکه برعکس اسباب اتخاد و همبستگي هر چه بيشتر ملت ايران را فراهم مي‌آورد. و بر بدبيني و کينه بيشتر مردم ايران نسبت به غرب و دولت هاي غربي مي‌افزايد. چنين شد که اين قدرت‌ها به ناچار بر شکست خود در راهبرد مقابلۀ سخت با نظام جمهوري اسلامي اعتراف کردند. پس از آن، آنان با رويکرد جديد و در قالب بهره‌گيري از روش‌هاي نرم اهداف خود را پيگيري کردند. امري که رهبري معظم انقلاب از همان آغاز دهه هفتاد با ادبيات و تعابير مختلف نظير تهاجم فرهنگي، ناتوي فرهنگي و شبيخون فرهنگي و اخيرا جنگ نرم خطر آن را گوشزد کرده، مسئولين نظام را به چاره‌انديشي در برابر آن فراخواندند. شواهد زيادي وجود دارد که آشکار مي‌سازد، از آغاز چهارمين دهۀ پيروزي انقلاب اسلامي، دنياي غرب بر دامنه و شدت جنگ نرم خود در هر يک از سه قلمرو اقتصادي، سياسي و فرهنگي افزوده است. از همين رو ضروري است با تدبير از پيش انديشيده شده، دامنه و سطح اين نوع جنگ، و نيز مباني و ابعاد آنها، باز شناخته شود؛ چه، تنها با چنين اقدامي است که مي‌توان براي از ميان بردن آن گام فراسو نهاد. مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي در دو دهه پس از دوران دفاع مقدس هشت ساله ملت ايران، مهم‌ترين راهبرد دشمن عليه جمهوري اسلامي را، جنگ نرم معرفي کرده‌اند و با ادبيات بسيار عالي و روشنگرانه به خوبي اين جنگ را تبيين فرموده‌اند. اين مقاله تلاشي است در جهت شناخت چيستي و چگونگي شکل‌گيري، اهداف و ويژگي‌هاي جنگ نرم از ديدگاه مقام معظم رهبري. بديهي است، شناخت بيشتر جنگ نرم مي‌تواند؛ به مفهوم‌سازي و شناخت بيشتر اين پديده و همچنين بهبود مديريت امنيت ملي کشور در خصوص تهديدات نرم عليه امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران کمک نمايد. به طور قطع افزايش شناخت و آگاهي محافل و مراکز راهبردي و نخبگان کشور منجر به افزايش هماهنگي، انسجام و هم‌افزايي در مواجهه با جنگ نرم خواهد شد.
تعريف جنگ نرم
در پاسخ به چيستي جنگ نرم، صاحب‌نظران و محققان پاسخ‌هاي متفاوتي عرضه کرده‌اند. به طور کلي مفهوم جنگ نرم که در مقابل جنگ سخت مورد استفاده واقع شده، داراي تعريف واحد که مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان‌ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است. همان‌گونه که اشاره شد، جنگ نرم  در مقابل جنگ سخت تعريف مي‌شود. و در حقيقت شامل هر گونه اقدام رواني، تبليغاتي، رسانه‌اي و فرهنگي است که جامعه و گروه هدف را نشانه مي‌گيرد و بدون درگيري نظامي و اِعمال خشونت، رقيب را به انفعال يا شکست وامي‌دارد. جنگ نرم در پي از پا در آوردن انديشه و تفکر جامعۀ هدف است تا حلقه‌هاي فکري و فرهنگي آن را سست کند و با بمباران خبري و تبليغاتي در نظام سياسي – اجتماعي حاکم تزلزل و بي‌ثباتي پديد آورد (ماه پيشانيان، 1387). .و با اين اوصاف طيف وسيعي از اقدامات از جنگ رايانه‌اي و فعاليت‌هاي اينترنتي تا راه‌اندازي شبکه‌هاي راديويي و تلويزيوني و شبکه‌سازي در فضاي مجازي و موارد ديگر، ذيل عنوان جنگ نرم مي‌گنجند. به احتمال يکي از تعاريف قابل قبول، تعريف ذيل است.
«جنگ نرم عبارت است از مجموعه تحولاتي كه موجب دگرگوني در هويت فرهنگي و الگوهاي رفتاري مورد قبول نظام سياسي گردد» (نک، نائيني، 1387).

جنگ نرم "سلطه كامل و همه جانبه" در ابعاد سه گانۀ: حكومت، اقتصاد و فرهنگ است كه از طريق استحاله الگوهاي رفتاري در اين حوزه‌ها و جايگزيني الگوهاي رفتاري مهاجم محقق مي‌شود. بي ترديد، کشور، نيازمند يک برداشت و تعريف بومي از اين پديده متناسب با شرايط خاص خود است. رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي در دو دهه اخير، مهم‌ترين راهبرد دشمن عليه جمهوري اسلامي را، جنگ نرم معرفي کرده‌اند. ايشان در اين مورد با هدف شناخت بيشتر جامعه و نخبگان، با ادبيات مختلف، جنگ نرم را معرفي و به خوبي تبيين فرموده‌اند. برخي از بيانات ايشان در اين خصوص ذکر مي‌شود:
1.    جنگ نرم، يک تهاجم فرهنگي، بلکه يک شبيخون، غارت و قتل عام فرهنگي است، (ديدار با فرماندهان گردان‌هاي عاشوراي نيروي مقاومت بسيج؛ 22 تير 1371).
2.    جنگ اراده‌ها و عزم‌ها، سياست‌ها و تدبيرهاست (پيام رهبري به حجاج بيت الله الحرام با 23 اسفند 1378).
3.    جنگ نرم، يعني ايجاد ترديد در دل‌ها و ذهن‌هاي مردم (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان کشور 04 آذر 1388).
4.    جنگ نرم، يعني جنگ به وسيلة ابزارهاي فرهنگي و پيشرفته امروزي (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان کشور 04 آذر 1388).
5.    جنگ نرم، يعني جنگ به وسيله نفوذ، دروغ و شايعه‌پراکني (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان کشور 04 آذر 1388).
6.    جنگ نرم، يعني تهاجم به مرزهاي ايماني، عقيدتي و فرهنگي، (ديدار با خانواده‌هاي شهداي استان کردستان؛ 22 ارديبهشت 1388).
7.    جنگي است براي نااميد ساختن مردم از مبارزه (ديدار با کارگران و فرهنگيان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم؛ 15 ارديبهشت 1372).

دفتر نشر مقام معظم رهبري از تعاريف ياد شده در نمودار درختي نقشه راهبردي جنگ نرم، تعريف «جنگ نرم، يعني جنگ به وسيلۀ ابزارهاي فرهنگي» را برگزيده است. با توجه به تعريف‌هاي ياد شده، جنگ نرم را از ديدگاه مقام معظم رهبري مي‌توان در چند بُعد شناسايي کرد: و از اين مختصر نيز مي‌توان نتيجه گرفت که اين جنگ، نرم‌افزارانه و با کاربرد روش‌هاي غيرخشنونت‌آميز، تحميل اراده دشمن و اهداف او محقق مي‌شود. از اين تعاريف چنين پيداست که:
ü    جنگ نرم يک اقدام تعمدي و تدبير شده است؛
ü    ماهيت و منطق دروني جنگ نرم، تلاش براي تأثيرگذاري بر "دل و ذهن"، " باور و ارزش" و يا "مرزهاي ايماني، عقيدتي و فرهنگي" مورد قبول کشور هدف است؛
ü    منظور و کاربرد اين تأثيرگذاري، "دگرگوني هويت فرهنگي" و "نااميد ساختن مردم از مبارزه و نظام سياسي" است.
ü    شيوه و سياست پيشبرد هدف در جنگ نرم، "نفوذ، دروغ و شايعه‌پراکني" است؛ و
ü    ابزار تحميل اراده در جنگ نرم، "ابزارهاي فرهنگي و پيشرفته امروزي" است.

ضرورت و اهميت جنگ نرم
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي از ابتداي دهه هفتاد، در ضرورت و اهميت تهاجم فرهنگي و جنگ نرم دشمن عليه جمهوري اسلامي تبيين‌هاي فراواني داشته‌اند. ايشان آرايش تهاجمي فرهنگي دشمن را عليه انقلاب بسيار خطرناک معرفي کرده، در اهميت جنگ نرم، خطر آن را "برابر با جنگ نظامي" معرفي مي‌کنند (دفتر نشرمقام معظم رهبري، 1389). همچنين معظم له معتقدند: « امروز فوري‌ترين هدف دشمنان، تسخير پايگاه‌هاي فرهنگي در کشور است.» (پيام کنگره جامعه اسلامي دانشجويان در مشهد، شهريور 1380). در اينجا به چند مورد از مهم‌ترين بيانات معظم له در ارتباط با ضرورت و اهميت جنگ نرم اشاره مي شود:
تهاجم فرهنگي را نبايد انکار کرد، وجود دارد. به قول اميرالمومنين(صلوات الله عليهم)، «من نام لم ينم عنه»، اگر شما را در سنگر خواب برد، معنايش اين نيست که دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است، تو خوابت برده، سعي کن خود را بيدار کني (ديدار با اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي؛ 20 آذر1370).
من يک وقت گفتم اينها دارند شبيخون فرهنگي مي‌زنند. اين راست است و خدا مي‌داند که راست است، بعضي نمي‌فهمند، يعني صحنه را نمي‌بينند. کسي که صحنه را مي‌بيند ملتفت است که دشمن دارد چه کار مي‌کند و مي‌فهمند که شبيخون است و چه شبيخوني هم هست! (ديدار با کارگران و فرهنگيان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم، 15 ارديبهشت 1372).
اينکه ما مکرر گفته‌ايم و مي‌گوييم که توطئه فرهنگي در جريان است و من آن را به عيان در مقابل خودم مشاهده مي‌کنم، متکي به استدلال است. شعار نمي‌دهم، من اين را مشاهده مي‌کنم. امروز دشمن با شيوۀ بسيار زيرکانه‌اي در داخل، در حال يک جنگ و مبارزۀ تمام‌عيار فرهنگي عليه ماست (بيانات در ديدار با مسئولين و کارگزاران نظام؛ 23 مهر1380).
وقتي انسان، تجهيز، صف‌آرايي، دهان‌هاي با حقد و غضب گشوده شده و دندان‌هاي با غيظ فشرده شده عليه انقلاب، امام خميني و آرمان‌هاي نظام اسلامي را مي‌بيند وجود اين جنگ نرم را باور
مي‌کند هرچند ممکن است عده‌اي اينها را نبينند (ديدار با جمعي از شعرا؛14 مهر 1388).  
امروز آرايش تهاجمي فرهنگي بسيار خطرناکي عليه انقلاب به وضوح مشاهده مي‌شود، زيرا جهان اسلام بيدار و هوشيار شده است. از اين رو تهاجم فرهنگي دشمن با گذشته تفاوت بسيار دارد و شکل جديدي پيدا کرده است و  براي مقابله با آن بايد با شناخت و آگاهي کامل عمل کنيم (ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي؛ 20 آذر 1370).

حقيقت آن است که امپراتوري بين‌المللي زر و زور، به سردمداري امريکا، با همه توان خود در برابر تأثير جمهوري اسلامي ايران بر جهان اسلام، به جدّ و جهد مشغول است. رژيم امريکا و شبکه بين‌المللي صهيونيزم با مأيوس شدن از مقابله  نظامي و اقتصادي با ايران اسلامي، اينک بر تلاش تبليغي و سياسي خود افزوده‌اند و (پيام رهبري به حجاج بيت الله الحرام؛ 28 اسفند 1377).

منشاء و پيشينۀ جنگ نرم

كميته خطر جاري عنوان كميته‌اي است كه در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد توسط گروهي از سناتورهاي امريكايي، مسئولان ارشد وزارت خارجه، اساتيد برجسته علوم سياسي، مؤسسه مطالعاتي امريكن اينتر پرايز و گروهي از مديران با سابقه سيا و پنتاگون تأسيس شد. هدف از تأسيس اين كميته، خروج از بن‌بستي بود كه در دوران جنگ سرد ميان دو ابرقدرت زمان يعني ايالات متحده امريكا و اتحاد جماهير شوروي در توازن هسته‌اي به وجود آمده بود. اعضاي اين كميته با منتفي دانستن جنگ سخت بين دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقيب را در جنگ نرم و فروپاشي از درون طراحي و به اجرا درآوردند. راهكارهاي "دكترين مهار، نبرد رسانه‌اي و سامان‌دهيِ نافرماني مدني"، به عنوان راهبردهاي جنگ نرم در اين دوره توسط اين كميته معرفي شد. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، فعاليت اين كميته براي يك دهه به حالت تعليق درآمد و پس از حادثه 11 سپتامبر، بار ديگر عناصري از اين كميته گرد هم آمدند و با تجزيه و تحليل فرصت‌ها و تهديدات فراروي دولت امريكا اين كميته را فعال كردند. يكي از اقدامات اين كميته تدوين راهبرد امنيت ملي امريكا، جهت يك دوره چهار ساله براي دولت بوش در ارتباط با ايران است.
در گزارش اين كميته آمده است كه ايران به لحاظ وسعت سرزمين، كميت و كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين‌الملل، به قدرتي بي‌بديل تبديل شده است كه ديگر نمي‌توان با يورش نظامي آن را سرنگون كرد. بنابراين، به زعم پالمر و اعضاي كميته، تنها راه سرنگوني جمهوري اسلامي ايران پيگيري جنگ نرم با استفاده از "سه تاكتيك دكترين مهار، نبرد رسانه‌اي و سامان‌دهي نافرماني مدني" ممكن است. متن اين گزارش كه با عنوان "ايران و امريكا، رهيافت جديد" تنظيم شده است، محورهاي پانزده‌گانه‌اي را براي چگونگي اجرايي نمودن راهبردهاي سه‌گانه پيشنهاداتي ارائه مي‌دهد.
در مجموع مي‌توان گفت ماهيت تهديد پس از فروپاشي شوروي، تهديد نرم و تهديدات هنجاري و فرهنگي است. از ديدگاه نظريه‌پردازان جديد غرب، جهان اسلام و رشد اسلام سياسي در آن، به مثابه گفتمان غالب در خاورميانه، چالش اصلي فرهنگ ليبرال‌دمكراسي است. در اين چارچوب و به استناد گزارش كميته خطر جاري در مورد نحوه برخورد با جمهوري اسلامي ايران مي‌توان گفت، جلوگيري از روند رو به رشد اسلام‌گرايي و عمق استراتژيك قدرت نرم جهان اسلام در مقابل قدرت نرم جهان غرب بخشي مهم از محتواي سند استراتژي امنيت ملي امريكا مي‌باشد كه جايگزين استراتژي سد نفوذ شوروي شده است. از اين ديدگاه، تهديد امنيت ملي امريكا، تهديدات نرم، نامتقارن و تركيبي است كه منابع آن در كشورها و رژيم‌هاي ضدامريكايي و غيرليبرال خاورميانه معرفي شده است.
هدف اصلي درجنگ نرم عليه جمهوري اسلامي، مقابله با عناصر و مؤلفه‌هاي قدرت نرم و مقّوم‌هاي نظام جمهوري اسلامي است. به طور دقيق، اين هدف بر مقابله با عوامل موفقيت ما در مبارزه با رژيم شاهنشاهي و دشمن خارجي در دفاع مقدس، متمرکز است. اين تهاجم به‌ صورت پيچيده و نامحسوس در دوره هشت ساله سازندگي شروع شد، هر چند درک آن براي بسياري از خواص و نخبگان مشکل بود.  مقام معظم رهبري با بهره‌گيري از تجارب تاريخي، صحنه اين نبرد را کالبد‌شکافي کردند. با کمال تأسف، در اين دوره هشدارهاي رهبري مورد توجه قرار نگرفت. در دوره سازندگي روشنفکران غرب‌گرا در حوزه نظري، ده‌ها مقاله و نشريه با هدف به چالش کشيدن عناصر قدرت نرم نظام جمهوري اسلامي منتشر کردند. متاسفانه نه تنها هيچ عکس‌العمل و مقابله‌اي در اين دوره انجام نشد، بلکه برخي از سياست‌ها و رفتار دولتمردان در اين دوره بسترساز تهاجم فرهنگي شد. در دوره اصلاحات جنگ نرم آنچنان وضوح و شدت يافت. که با جسارت، تمام باورها و ارزش‌هاي انقلابي و مقدسات اسلامي مورد تاخت و تاز و اهانت قرار گرفت و متأسفانه بسياري از کساني که در دوره اصلاحات مسئول بودند نه تنها به وظايف خود عمل نکردند بلکه بخشي از رسانه‌ها به ويژه مطبوعات کشور، مجلس ششم، بخش‌هايي از دولت هفتم و هشتم، در نقش پايگاه و يگان‌هاي دشمن عمل کردند و با آنان همراهي نمودند. به طور قطع، يکي از پيچيده‌ترين جلوه‌هاي جنگ نرم عليه نظام جمهوري اسلامي در سال 1388 ظاهر شد که به ‌عنوان "فتنه" توسط مقام معظم رهبري نامگذاري شد دشمنان انقلاب اسلامي پس از ناکامي در مقابله سخت در دهه اول با جمهوري اسلامي ايران، با برنامه‌ريزي دقيق‌تر به بهره‌گيري از راهبرد تهديد و جنگ نرم ‌روي آوردند. چرا؟ زيرا؛

ü    انقلاب اسلامي گفتمان نويني را پديد آورد؛
ü    هويتي نوين و عميق در مردم ايران شکل گرفت؛
ü    بُعد نرم و فرهنگي آن  بر ساير ابعاد ترجيح يافت؛
ü    اين بعد، منبع اصلي قدرت و رمز ماندگاري و نفوذ نظام شده؛
ü    هرروز بر عمق، عظمت و پيچيدگي آن افزوده شد؛
ü    از سه دهه تجربه مقابله با دشمن برخوردار شد؛
ü    بنابراين؛ احتمال تکرار برخورد سخت تضعيف گرديد؛ و
ü    دشمن براي مقابله با نظام روش‌هاي خود را پيچيده‌تر نمود.

در اين بخش به پيشينه، منشاء و فرآيند شکل‌گيري و تکوين جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي اشاره شد. در ادامه به برخي از فرمايشات مقام معظم رهبري در اين خصوص اشاره مي‌شود:
امروز يک جبهه عظيم فرهنگي در برابرجمهوري اسلامي به ‌وجود آمده، که البته خود اين ناشي ازعظمت جمهوري اسلامي است؛ خود اين ناشي از اقتدار شماست. اگر جمهوري اسلامي يک موجود ضعيف و غلبه‌پذيري بود و مي‌توانستند راحت از ميدان بيرونش کنند، اين جبهه عظيم را در مقابلش به ‌وجود نمي‌آوردند ( ديدار با مسئولان فرهنگي، بهمن 1387).
آنچه براي مردم مهم است، اين است: امريکا در موضع يک چهره مهاجم، در باطن فهميده است نقشه‌هاي قبلي او در اين منطقه فايده‌اي ندارد. نقشه قبلي، تهاجم نظامي بود؛ اما قضيه افغانستان و عراق نشان داد که در اين منطقه با تهاجم نظامي نمي‌شود طرفي بست و کاري کرد؛ مشکلات فراواني به وجود مي‌آيد. به خصوص وقتي طرف مقابل، کشوري باشد مثل ايران بزرگ؛ ملتي باشد ملت شجاع و مؤمن ما؛ منطقه‌اي باشد با اين همه عمق فرهنگي، با احساسات سرشار برخاسته از ايمان در ميان مردم و با دولتي که متکي به آراء مردم است؛ اين جا کار براي آنها به مراتب مشکل‌تر است. قبلاً به تهاجم نظامي تهديد مي‌کردند؛ و الان اعتراف مي‌کنند که نقشه قبلي‌شان غلط بوده است. آنها مي‌گويند نقشه بايد اين باشد که ما بتوانيم از درون، ملت ايران را استحاله کنيم؛ آنها دنبال اين هستند (بيانات رهبري در نماز جمعه تهران؛ 23 آبان 1382).

امروز ملت ما در مقابل خود يک جبهۀ گسترده‌اي را ملاحظه مي‌کند که با همۀ توان خود در صدد اين است که انقلاب اسلامي را از خاصيت و اثر ضد استکباري بيندازد. از اول پيروزي انقلاب، همان جبهه سعي‌اش اين بود که نگذارد جمهوري اسلامي که مولود انقلاب است، پا بگيرد؛ همۀ تلاش خودشان را کردند که جمهوري اسلامي را از بنيان نگذارند رشد کند، و البته نتوانستند. اقدام سياسي کردند، محاصره اقتصادي کردند، جنگ تحميلي را هشت سال بر اين ملت تحميل کردند، دشمنان اين ملت را تجهيز کردند، وسوسه‌هاي دروني را به جان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي انداختند، نتوانستند.... آنها به اين نتيجه رسيده‌اند که بايد از محتواي نظام هر چه مي‌توانند کم کنند. اين تهاجم فرهنگي که بنده چند سال قبل گفتم، اين شبيخون فرهنگي که انسان در بخش‌هاي مختلف علائم آن را مشاهده مي‌کرد و امروز هم انسان آن را در بخش‌هاي مختلفي مي‌بيند، به اين نيت است؛ با اين قصد است؛ انقلاب را از محتواي خود، از مضمون اسلامي و ديني خود، از روح انقلابي خود تهي کنند و جدا کنند. اين، از همان نقاط حساسي است که هوشياري مردم را مي‌طلبد (ديدار با مردم آذربايجان شرقي؛ 28 فررودين 1387).            
همه اين را امروز فهميده‌اند و دانسته‌اند که مواجهۀ استکبار با نظام جمهوري اسلامي، ديگر از نوع مواجۀ دهۀ اول انقلاب نيست. در آن مواجهه، زورآزمايي کردند؛ شکست خوردند. مواجهۀ سخت بود؛ ايجاد جنگ بود، کودتا بود. در اول انقلاب کودتا راه انداختند. شکست خوردند؛ شورش‌هاي قومي راه انداختند، سرکوب شدند و شکست خوردند؛ جنگ تحميلي را به راه انداختند که هشت سال به طول انجاميد، شکست خوردند؛ پس دنبال اين راه‌ها نخواهند رفت، يعني احتمالش ضعيف است. البته بايد هميشه هشياري نسبت به همه جوانب باشد. اما اين، اولويت استکبار در مواجهۀ با نظام اسلامي نيست. اولويت، آن چيزي است که امروز به آن مي‌گويند جنگ نرم‌! يعني جنگ به وسيلۀ ابزارهاي فرهنگي، به وسيله نفوذ، به وسيلۀ دروغ، به وسيله شايعه‌پراکني با ابزارهاي پيشرفته‌اي که امروز وجود دارد، ابزارهاي ارتباطي‌اي که ده سال قبل و پانزده سال قبل و سي سال قبل نبود، امروز گسترش پيدا کرده. جنگ نرم يعني ايجاد ترديد در دل‌ها و ذهن‌هاي مردم (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان کشور؛ 04 آذر 1388).
اين حركت عظيمى كه با انقلاب اسلامى شروع شد، يك حركت تمام شده نيست؛ مطلقاً تمام شده نيست، آن حركت ادامه دارد. همينى كه حالا معمول شده كه در بيان‌ها و در تلويزيون و توى تبليغات و توى دادگاه و توى زبان همه، مي‌گويند: جنگ نرم؛ راست است، اين يك واقعيت است؛ يعنى الان جنگ است. البته اين حرف را من امروز نمي‌زنم، من از بعد از جنگ - از سال 67 - هميشه اين را گفته‏ام؛ بارها و بارها. علت اين است كه من صحنه را مي‏بينم؛ چه بكنم اگر كسى نمي‏بيند؟! چه كار كند انسان؟! من دارم مي‏بينم صحنه را، مي‏بينم تجهيز را، مي‏بينم صف‏آرايي‏ها را، مي‏بينم دهان‌هاى با حقد و غضب گشوده شده و دندان‌هاى با غيظ به هم فشرده شده عليه انقلاب و عليه امام و عليه همۀ اين آرمان‌ها و عليه همۀ آن كسانى كه به اين حركت دل بسته‏اند را؛ اينها را انسان دارد مي‏بيند، خب چه كار كند؟ اين تمام نشده. چون تمام نشده، همه وظيفه داريم. وظيفه‏ مجموعه‏ فرهنگى و ادبى و هنرى هم وظيفه‏ مشخصى است: بلاغ، تبيين؛ بگوييد، خوب بگوييد. من هميشه تكيه بر اين ميكنم: بايستى قالب را خوب انتخاب كنيد و هنر را بايستى تمام عيار توى ميدان بياوريد؛ نبايد كم گذاشت، تا اثر خودش را بكند.

(سير و تاريخچه تهاجم اعتقادي به انقلاب اسلامي؛ 22 ارديبهشت 1382).
از همان سال‌هاى هفتاد و سه، هفتاد و چهار، هفتاد و پنج و هفتاد و شش روزبه‏روز اين تقابل شديدتر شد. رخنه‏افكنى در مبانى اعتقادى و ارزشى نظام در سطوح مختلف شروع شد. حتّى در خود انقلاب و حتّى در ريشه‏هاى عميق‏ترِ انقلاب مانند اسلام، عاشورا، تشيّع و جدا نبودن دين از سياست كه جزو مبانى مسلّم فكرى در نظر متصدّيان انقلاب و روشنفكران كشور و پيشروان اين حركت عظيم بود، شبهه‏افكنى و ترديدافكنى به شكل همه جانبه و عميق شروع شد. سمينارها تشكيل دادند، كنگره‏ها تشكيل دادند، نشريات تخصصى در اين زمينه در خارج از كشور به‏وجود آوردند و هرچه هم توانستند در داخل كشور از پايگاه‌هايى كه ممكن بود در اختيار آنها باشد و در اختيارشان بود، استفاده كردند (29 خرداد 1385).
آنها [امريکا] در آن دوره ده ساله اول [پيروزي انقلاب]، با توطئه براندازى سخت - جنگ تحميلى و تحريم اقتصادى - شروع كردند؛ اما نتوانستند كارى بكنند. جنگ تحميلى و تحريم اقتصادى، هر كدام به نحوى براى ملت ايران و جمهورى اسلامى يك فرصت شد. اين ابرهاى تيره¬اى كه آنها روى سر ملت ايران راه انداختند، در دل خود، براى ملت ايران باران‌هاى نافعى داشت. جنگ، ما را مصمم و استوار كرد؛ تحريم اقتصادى، ما را به فكر اتكاى به خود انداخت و همه اين بركات را براى ما آورد. در دوره بعد، براندازى نرم را دنبال كردند - تهاجم فرهنگى و شبيخون فرهنگى - كه آن هم به جايى نرسيد و بعد از سال‌هاى متمادى، نتيجه اين شد كه حالا يك دولت متكى به اصول و با شعار اصول سركار مى¬آيد، كه پيداست تهاجم فرهنگى نتوانسته آن كارى كه آنها مى¬خواستند، بكند. بعد از اين هم توطئه¬هاى ديگر در راه است، كه ما بايد خودمان را مصون كنيم (29 خرداد 1385).
در جمع‌بندي چرايي و منشاء جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي مي‌توان گفت، مقام معظم رهبري بر دو دليل اصلي به عنوان منشاء جنگ نرم و چرايي به‌ وجود آمدن جبهه عظيم فرهنگي در برابرجمهوري اسلامي تأکيد دارند، که عبارت است از:

1.    شکست دشمن در مواجهۀ سخت با نظام اسلامي؛ و
2.    عميق‌تر و پيچيده‌تر شدن ريشه‌هاي نظام اسلامي.

بر اساس دلايل ياد شده مي‌توان نتيجه‌گيري کرد که با توجه به ناکامي دشمن در مقابله سخت(شورش‌هاي قومي،کودتا و جنگ تحميلي) با نظام جمهوري اسلامي، همچنين عظمت و اقتدار نظام در ابعاد مختلف و سه دهه تجربه آن در مقابله با دشمن، احتمال تکرار برخورد سخت تضعيف شده و دشمن براي مقابله با نظام روش‌هاي خود را پيچيده‌تر نموده است. همچنان‌که ريشه‌هاي نظام جمهوري اسلامي عميق‌تر و پيچيده‌تر شده است.

ويژگي‌ها و شاخص‌ها

جنگ نرم امروزه مؤثرترين، كارآمدترين، كم‌هزينه‌ترين و در عين حال خطرناك‌ترين و پيچيده‌ترين نوع جنگ عليه ارزش‌ها و امنيت ملي يك كشور است، چون مي‌توان با كمترين هزينه، با حذف لشكركشي و از بين بردن مقاومت‌هاي فيزيكي به هدف‌ها رسيد. اين جنگ نبردي خاموش است و از آن رو که افراد مورد تهاجم بي‌دفاع و غافلگير و دچار غفلت مي‌شوند، خطرناك‌تر است؛ زيرا با باورها، ارزش‌ها، عواطف و احساسات يك ملت در بلند مدت ارتباط دارد. نمونه‌هاي فراوان از كاربرد جنگ نرم در صفحات تاريخ وجود دارد. براي شناخت هر پديده بهتر است ويژگي‌هاي متمايز کننده آن مشخص شود. ويژگي‌هاي ذيل ناظر بر نقاط افتراق جنگ سخت و نرم است که مي‌تواند در شناخت چيستي جنگ نرم از ديدگاه مقام معظم رهبري ياري رساند.
}    ذهني و غير محسوس بودن
جنگ نرم برخلاف جنگ سخت، از ماهيت انتزاعي و ذهني برخوردار است. بنا براين تشخيص به موقع آن دشوار است. ليکن جنگ سخت، محسوس و همراه با عكس‌العمل و برانگيختن است. در جنگ نرم کشف بازيگران، آرايش وگسترش دشمن مشکل بوده و کمتر موجب برانگيختن و عكس‌العمل مي‌شود.
در تهاجم نظامي‌ شما طرفتان را مي‌شناسيد، دشمنتان را مي‌ بينيد؛ اما در تهاجم معنوي‌، تهاجم فرهنگي‌، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمي‌بينيد (22 ارديبهشت 1388). 
جنگ نرم؛ راست است، اين يك واقعيت است؛ يعنى الان جنگ است. البته اين حرف را من امروز نمي‌زنم، من از بعد از جنگ - از سال 67 - هميشه اين را گفته‏ام؛ بارها و بارها. علت اين است كه من صحنه را مي‏بينم؛ چه بكنم اگر كسى نمي‏بيند؟! چه كار كند انسان؟! من دارم مي‏بينم صحنه را، مي‏بينم تجهيز را، مي‏بينم صف‏آرايي‏ها را، مي‏بينم دهان‌هاى با حقد و غضب گشوده شده و دندان‌هاى با غيظ به هم فشرده شده عليه انقلاب و عليه امام و عليه همه‏ اين آرمان‌ها و عليه همه‏ آن كسانى كه به اين حركت دل بسته‏اند را؛ اينها را انسان دارد مي‏بيند،
بهره گيري از ابزارهاي قانون گرايي، حقوق بشر و طرفداري از مردم؛ (ديدار با دانش آموزان در آستانه سيزده آبان؛ 12 آبان 1388).

}    تدريجي و آرام بودن.

جنگ نرم طي يک فرايند تدريجي، خزنده و آرام اعمال مي‌شود. به عبارت ديگر تحولات فرهنگي و تغيير هويت و ويژگي‌ها و خصائص ملي زمان‌بر و گاهي با تغييرات نسلي همزاد است. تهاجم فرهنگى، مثل خودِ كار فرهنگى، اقدامِ آرام و بى سر و صدايى‏ست (21 مرداد 1371).
تغيير هويت واقعى نظام به تدريج و آرام حاصل مي‌شود (24 آذر 1387).

}    پر شمول و فراگير.
جنگ سخت اغلب گروه محدودي از افراد جامعه، معمولا نظاميان را آماج قرار مي‌دهد. در حاليکه جنگ نرم بر تمامي گروه‌هاي جامعه تأثير مي‌گذارد. مرجع امنيت، در حوزه جنگ سخت، سرزمين و دولت‌ها‌است. در حالي كه در جنگ نرم مردمان و نخبگان کشور هدف است. تهاجم فرهنگي عرصه‌هاي متنوع دارد. طبعا مقابله با آنها نيز متنوع است (22 ارديبهشت 1382).
}    غلبه بعد فرهنگي جنگ نرم بر ساير ابعاد.
گر چه جنگ نرم همه ابعاد يک سيستم، به ويژه در سه بُعد سياسي، فرهنگي و اجتماعي را تحت تأثير قرار مي‌دهد، ليکن بعد فرهنگي آنها برجسته‌تر از ساير ابعاد است و با دگرگوني هويت فرهنگي نظام سياسي موجود ناکارآمد گرديده و زمينه‌هاي فروپاشي آن فراهم مي‌شود. اساس کار جنگ نرم بر پايه يک حرکت فرهنگي و رواني است (23 اسفند 1378).
جنگ نرم، يعني جنگ به وسيله ابزارهاي فرهنگي (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان کشور؛ 04 آذر 1388).
امروز هيچ‌کس نمي‌تواند انکار کند که فوري‌ترين هدف دشمنان جمهوري اسلامي، تسخير پايگاه‌هاي فرهنگي در کشور است (پيام به کنگره جامعه اسلامي دانشجويان در مشهد؛ شهريور 1380).
جنگ نرم کارزاري فکري، فرهنگي و سياسي است (ديدار با گروه کثيري از معلمان و مسئولان امور فرهنگي کشور 12 ارديبهشت 1369).
امضای admin


سکوت و دیگر هیچ...

جمعه 19 آبان 1391 - 14:14
نقل قول این ارسال در پاسخ



ارسال ها
873
عضویت
12 /8 /1391
محل زندگی
بشرویه
سن
20
یاهو آی دی
پسند کرده
67
پسند شده
19
پاسخ : 1 شناخت‌شناسي جنگ نرم از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي...ادامه.....
}    ريشه‌اي و عميق بودن.
جنگ سخت، جز در موارد معدودي، اثرات کوتاه مدتي بر جامعة هدف برجاي مي‌گذارد، در حالي که اثرات جنگ نرم، به ويژه در بعد فرهنگي، اثرات عميق دارد. چه، ممکن است موجب دگرگوني و تغيير هويت، روح وسيرت يک نظام سياسي شود.
اين تهاجم فرهنگي که بنده چند سال قبل گفتم، اين شبيخون فرهنگي که انسان در بخش‌هاي مختلف علائم آن را مشاهده مي‌کرد و امروز هم انسان آن را در بخش‌هاي مختلفي مي‌بيند، به اين نيت است؛ با اين قصد است؛ انقلاب را از محتواي خود، از مضمون اسلامي و ديني خود، از روح انقلابي خود تهي کنند و جدا کنند. اين، از همان نقاط حساسي است که هوشياري مردم را مي‌طلبد.

}    پيچيدگي.
جنگ نرم پيچيده، چند لايه و چند وجهي است. اين جنگ لايه‌هاي شناختي، عاطفي، هيجاني، اجتماعي، معنوي، رواني و حتي جسماني مخاطبان را آماج قرار مي‌دهد. از همين روي تشخيص آنها کار دشواري است. جنگ نرم محصول پردازش ذهني نخبگان، و اندازه‌گيري آن مشكل است در حالي كه جنگ سخت عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها، اندازه‌گيري كرد.
امروز آرايش رسانه‏اى و فرهنگى كه در مقابل جمهورى اسلامى قرار دارد، بسيار آرايش پيچيده، متنوع، متكثر، كارآمد و فنى و پيشرفته است. مبارزه‌اي پيچيده‌تر و سخت‌تر از مبارزه با دشمنان است (ديدار با دانشجويان و استادان استان قزوين؛ 26 آذر 1382).
امروز دشمن با شيوه بسيار زيرکانه‌اي در داخل، در حال يک جنگ و مبارزه تمام‌عيار فرهنگي عليه ماست (بيانات در ديدار با مسئولين و کارگزاران نظام؛ 23 مهر 1380).

}    هدفمند و سازمان‌يافته.
جنگ نرم با سناريوي از پيش تدوين شده و با طرح و نقشه قبلي و همراه با خصومت و دشمني به سامان مي‌رسد. از اين روي بايد مصاديق جنگ نرم دشمن، از آسيب‌هاي داخلي که ناشي از ناکارآمدي يا ضعف سيستم است، تفکيک شود.
در تهاجم فرهنگى، هدف، ريشه‏كن كردن فرهنگ ملى و از بين بردن آن است (19 تير 1374).
کسي که صحنه را مي‌بيند ملتفت است که دشمن دارد چه کار مي‌کند و مي‌فهمند که شبيخون است و چه شبيخوني هم هست (ديدار با کارگران و فرهنگيان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم؛ 15/2/ ).
جنگ نرم حمله همه جانبه و سازماندهي شده است (ديدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران؛ 23 مرداد 1370).
جنگ نرم يک اقدام برنامه‌ريزي شده است (ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري؛ 8 اسفند 1374).
سازمان يافته و بسيار هنرمندانه (ديدار با اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي؛ 4 بهمن 1376).
1372

}    فتنه‌آميز بودن
مخلوط کردن کلمه حق با کلمه باطل (ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون؛ 22 آذر 1388).
تبديل نقاط قوت به ضعف (ديدار با دانشجويان و نخبگان علمي؛ 3 شهريور 1388).
در جنگ نرم دشمن به صورت دوست جلوه مي‌کند (ديدار عمومي با مردم چالوس و نوشهر؛ 15 دي 1388).
حقيقت را به شکل باطل و باطل را در لباس حقيقت نشان دادن (ديدار عمومي با مردم چالوس و نوشهر؛ 15 دي 1388).
ضربه زدن از نقاطي که مردم قدرت تحليل ندارند (ديدار با فرماندهان نيروي مقاومت بسيج؛ 30 آبان 1372).

اهداف جنگ نرم

هدف نهايي در جنگ نرم همان هدف در جنگ سخت يعني مهار و فروپاشي يک نظام سياسي است. ليکن ابزار و روش‌هاي اين براندازي متفاوت است. اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمين، براندازي يک نظام سياسي محقق مي‌شود و سيستم دفاعي و امنيتي يک کشور فرو مي‌ريزد، در جنگ نرم تلاش مي‌شود با تأثيرگذاري بر باورها و ارزش‌هاي يک ملت، انديشه و الگوي اداره کشور که هويت دهندة نظام سياسي است به چالش کشيده شود. در صورتي که دشمن در براندازي نرم موفق شود، در واقع با پروژه بي‌اعتبارسازي و اعتمادزدايي از نظام سياسي، براندازي به نتيجه خواهد رسيد. جنگ نرم روشي براي تحميل اراده و تأمين منافع است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامي و روش‌هاي خشونت‌آميز اعمال مي‌شود. ابزار اصلي اين جنگ, قدرت نرم به ويژه، قدرت اقناع‌گري و همراه‌سازي است که عمدتا با بهره‌گيري از ابزار ارتباطي و رسانه و دانش روان‌شناختي تلاش مي‌شود، در هويت‌هاي فکري و فرهنگي ترديد ايجاد شود. حوزه عمل اين جنگ افکار، اعتقادات، باورها، ارزش‌ها، علايق و گرايش‌هاي جامعه هدف است که مهاجم براي اشغال آن برنامه‌ريزي مي‌کند و در نهايت با تصرف اذهان و قلوب مردمان کشور هدف، تغيير در ساختارها پديد مي‌آيد. به عبارتي جنگ نرم، جنگ تخريب مدل است. مهاجم در اين جنگ با ايجاد ترديد در مباني و ارزش‌هاي اساسي يک نظام سياسي، الگو و مدل يک نظام  را در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي ناکارآمد مي‌سازد.
کرمي (1387)، ساندرس (1382)، ميچل (2008) و الياسي (1388) مهم‌ترين اهداف جنگ نرم امريکا و دنياي غرب در ساير کشورها را، تغيير ايدئولوژِي حاکم، کاهش مشارکت سياسي مردم، القاي ناکارآمدي حکومت، تغيير هويت ديني و ملي شهروندان با تخريب پيشينه تاريخي آنان، دستکاري افکار عمومي در جهت خواسته‌هاي خود و عليه نظام حاکم، کاهش انسجام اجتماعي، کاهش انسجام درحاکميت، تغيير ارزش‌هاي جامعه و ايجاد استحاله فرهنگي، تغيير الگوي سياسي حاکم و تشديد و تقويت واگرايي قومي برشمرده‌اند. شناسايي اهداف مرجع در بحث امنيت نرم داراي اهميت است. ايدئولوژي دولت، مشارکت سياسي، کارآمدي حکومت، هويت، انسجام اجتماعي و افکار عمومي برخي از مهم‌ترين اهداف مرجع در چارچوب امنيت نرم به شمار مي‌آيد. اهداف جنگ نرم از ديدگاه مقام معظم رهبري عبارت است:
1.    بي اعتقاد کردن نسل نو به دين و اصول انقلابي (ديدار با وزير، معاونان، مشاوران و مديران کل وزارت آموزش و پرورش؛ 25 دي1370).
2.    کشاندن نسل جوان جامعه به ابتذال و فساد اخلاقي (ديدار با اعضاي عالي شوراي انقلاب فرهنگي؛ 19 آذر 1371).
3.    حذف تفکر فعالي که غرب و قلمرو قدرت آن را به خطر انداخته (ديدار با وزير، معاونان، مشاوران و مديران کل وزارت آموزش و پرورش؛ 25 دي1370).       
4.    تضعيف فرهنگ ملي و اسلامي ايران (ديدار با فرماندهان گردان‌هاي عاشوراي نيروي مقاومت بسيج. 22 تير 1371).
5.    منحرف کردن جوان‌هاي مؤمن از پايبندي متعصبانه به ايمان و باورهاي خود (ديدار با وزير، معاونان، مشاوران و مديران کل وزارت آموزش و پرورش؛ 21 مرداد 1371).
6.    عوض کردن ذهن مردم از اسلام (ديدار با کارگران و فرهنگيان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم؛ 15 ارديبهشت 1372).
7.    نااميد کردن جامعه در مبارزه عليه نظام سلطه (ديدار با کارگران و فرهنگيان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم؛ 15 ارديبهشت 1372).
8.    جايگزين کردن فرهنگ بيگانه به جاي فرهنگ، ارزش‌ها و باورهاي مردم (ديدار با دانشگاهيان استان آذربايجان شرقي؛ 9 مرداد 1372).
9.    خاموش کردن روحيه جهادي در صحنه‌هاي انقلاب و سازندگي (دهمين گردهمايي سراسري ائمه جمعه؛ 21 شهريور 1373).
10.    پشيمان کردن مجاهدان از مجاهدت‌هاي گذشته (دهمين گردهمايي سراسري ائمه جمعه؛ 21 شهريور 1373).
13. هدف قراردادن فرهنگ اسلام ناب، که انقلاب اسلامي بر اساس آن بنياد نهاده شده است (ديدار با خانواده‌هاي شهداي استان خوزستان؛ 18 اسفند 1375).
15. نااميد کردن شيفتگان حاکميت اسلامي در جهان (ديدار با خانواده‌هاي شهداي استان خوزستان؛ 18 اسفند 1375).
16. سست کردن همت جوانان در داخل کشور (پيام رهبري به حجاج بيت الله الحرام؛ 23 اسفند 1378).
17. ايجاد تصويري تاريک از آيندۀ کشور براي مردم (بيانات رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران؛ 23 ارديبهشت 1379).
18. از حيثيت و اعتبار انداختن مقاومت در ميان ملت ايران (بيانات در ديدار با خانواده‌هاي شهداي نيروهاي مسلح ؛ 4مهر 1380).
19. ايجاد استحاله دروني در ايران (بيانات رهبري در نماز جمعه تهران؛ 23 آبان 1382).           
20. تضعيف روحيه و ايجاد انفعال در ملت ايران (ديدار با دانشجويان دانشگاه‌هاي يزد؛ 13 دي 1386).
21. ايجاد اختلاف و به جان هم انداختن فعالان سياسي (ديدار با دانش‌آموزان و دانشجويان و تشکل‌هاي مختلف دانشگاهي در آستانه سالروز سيزده آبان؛ 8 آبان 1387).
22. تهي کردن انقلاب از محتواي اسلامي، ديني و روح انقلابي (بيانات رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران؛ 29 خرداد 1388).
23. گرفتن اعتماد، مشارکت و مشروعيت (بيانات رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران؛ 29 خرداد 1388).
26. تضعيف باورهاي سياسي، عادات حسنه و فرهنگ اسلام ناب (ديدار با خانواده‌هاي شهداي استان خوزستان؛ 18 اسفند 1375).
27. ايجاد انفعال در مقابل دشمن (ديدار با خانواده‌هاي سرداران شهيد استان تهران؛ 17 ارديبهشت 1372).
28. ايجاد شکاف ميان ايران و دوستداران انقلاب اسلامي ايران (پيام رهبري به حجاج بيت‌الله الحرام؛ 23 اسفند 1378).
30. استحاله تفکر شيعي (ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري؛ 27 بهمن 1379).
31. تصرف پشت جبهة انقلاب، يعني مردم (ديدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران؛  23 مرداد 1370).
32. ترديد افکني در کار مسئولين رسمي کشور (ديدار با دانش‌آموزان در آستانه سيزده آبان 12 آبان 1388).
در نمودار درختي جنگ نرم، پنج هدف به عنوان مهم‌ترين اهداف دشمن در جنگ نرم و سه محور به عنوان خطوط اصلي جنگ نرم از ديدگاه مقام معظم رهبري مطرح شده، که بدين شرح است:
1.    اهداف دشمن در جنگ نرم
}    ايجاد ترديد در دل‌ها و ذهن‌هاي مردم
}    انهدام سنگرهاي معنوي
}    تبديل نقاط قوت ما به نقاط ضعف
}    تبديل فرصت‌هاي ما به تهديد
}    تخريب پايه‌هاي نظام
2.    خطوط اصلي جنگ نرم دشمن 
}    بدبين کردن مردم نسبت به هم و ايجاد اختلاف در جامعه
}    خدشه در نشانه‌هاي اميد و القاي يأس به جامعه
}    انصراف ذهن مردم از دشمني دشمن

اهداف سياسي و فرهنگي جنگ نرم
اهداف جنگ نرم را مي‌توان در دو سرفصل کليِ اهداف سياسي و فرهنگي از منظر مقام معظم رهبري، تقسيم نمود:
1-    اهداف فرهنگي جنگ نرم
}    بي‌اعتقاد کردن نسل نو به دين و اصول انقلابي
}    کشاندن نسل جوان جامعه به ابتذال و فساد اخلاقي       
}    تضعيف فرهنگ ملي و اسلامي ايران
}    منحرف کردن جوان‌هاي مؤمن از پايبندي متعصبانه به ايمان و باورهاي خود
}    عوض کردن ذهن مردم از اسلام
}    جايگزين کردن فرهنگ بيگانه به جاي فرهنگ، ارزش‌ها و باورهاي مردم
}    هدف قراردادن فرهنگ اسلام ناب، که انقلاب اسلامي بر اساس آن بنياد نهاده شده است
}    سست کردن همت جوانان در داخل کشور
}    ايجاد استحالة دروني در ايران       
}    تضعيف روحيه و ايجاد انفعال در ملت ايران
}    تهي کردن انقلاب از محتواي اسلامي و ديني
}    استحاله تفکر شيعي
}    تصرف پشت جبهة انقلاب، يعني مردم

2-    اهداف سياسي جنگ نرم
}    حذف تفکر فعالي که غرب و قلمرو قدرت آن را به خطر انداخته
}    ايجاد تصويري تاريک از آينده کشور براي مردم
}    نااميد کردن شيفتگان حاکميت اسلامي در جهان
}    خاموش کردن روحية جهادي در صحنه‌هاي انقلاب و سازندگي
}    پشيمان کردن مجاهدان از مجاهدت‌هاي گذشته
}    نااميد کردن جامعه در مبارزه عليه نظام سلطه
}    از حيثيت و اعتبار انداختن مقاومت در ميان ملت ايران
}    ايجاد اختلاف و به جان هم انداختن فعالان سياسي
}    گرفتن اعتماد، مشارکت و مشروعيت
}    تهي کردن انقلاب از روح انقلابي
}    تضعيف باورهاي سياسي
}    ايجاد انفعال در مقابل دشمن
}    ايجاد شکاف ميان ايران و دوستداران انقلاب اسلامي ايران                       
}    ترديدافکني در کار مسئولين رسمي کشور
1-    شاخص‌هاي جنگ نرم
همان‌گونه که اهداف ياد شده نشان مي‌دهد جنگ نرم از منظر مقام معظم رهبري عمدتاً معطوف به دو مؤلفه فرهنگي و سياسي است. از همين روي با بهره‌گيري از مجموعة فرمايشات معظم‌له مي‌توان مهم‌ترين شاخص‌هاي جنگ نرم را به شرح مندرج در جدول زير خلاصه کرد:

رديف
شاخص‌هاي فرهنگي    شاخص‌هاي سياسي
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16    تهي شدن انقلاب از محتواي اسلامي و ديني
تضعيف فرهنگ ملي و اسلامي ايران
تضعيف باورها، عادات حسنه
تضعيف روحيه و ايجاد انفعال در مردم
گرايش نسل جوان جامعه به ابتذال و فساد اخلاقي
بي اعتقاد شدن نسل نو به دين و اصول انقلابي
استحاله تفک شيرعي
کاهش پايبندي متعصبانة جوان مؤمن به ايمان و باورهاي خود
سست شدن همت جوانان در داخل کشور
اظهار پشيماني مجاهدان از مجاهدت‌هاي گذشته
تغيير ذهن مردم از اسلام (القاء ناکارامدي دين در اداره جامعه)
خاموش شدن روحية جهادي در صحنه‌هاي انقلاب و سازندگي
جايگزيني فرهنگ بيگانه به جاي فرهنگ، ارزش‌ها و باورهاي مردم
تغيير هويت واقعى نظام
مشتبه شدن حق و باطل و به وجود آمدن محيط فتنه‌آلود
تبديل نقاط قوت نظام به ضعف
کاهش قدرت تحليل نخبگان و مردم
گرايش به رسانه‌هاي غربي
از بين رفتن فروغ و اميد در دل‌ها (کاهش خودباوري ملي)
تحقير جريان ادب، هنر و فرهنگ انقلابي
انزواي عناصر فرهنگي، اديب و هنرمند
بزرگ‌نمايي از توانمندي‌هاي غرب و جهان استکباري
گرايش به تئوري‌سازي براساس انديشة فرهنگي غرب
ارائه تصوير تاريک از آينده کشور
وجود ترديد در مسئولان نسبت به حقايق روشن
زير سؤال رفتن عقايد و تفکر سياسي اسلام در کتاب‌ها و کلاس‌هاي درسي
بهره‌گيري دشمن از محيط فتنه
آلوده شدن پسران و دختران پاک ايراني
اختلافات مذهبي در بين مسلمانان
تيره و تار و مبهم نماياندن افق آينده براي جوانان
از کار افتادن پويايي افراد نخبه، مبتکر، جوان و با نشاط جامعه    تضعيف باورهاي سياسي
نااميد شدن شيفتگان حاکميت اسلامي در جهان
وجود ترديد در کار مسئولين رسمي کشور
تصرف پشت جبهه انقلاب، يعني مردم
ترديد در تفکر فعالي که غرب و قلمرو قدرت آن را به خطر انداخته
نااميد شدن جامعه در مبارزه عليه نظام سلطه
شکاف ميان ايران و دوستداران انقلاب اسلامي ايران
انفعال در مقابل دشمن
کاهش مشارکت و مشروعيت
تهي شدن انقلاب از روح انقلابي
اختلاف و به جان هم افتادن فعالان سياسي
از حيثيت و اعتبار افتادن مقاومت در ميان ملت ايران
نااميد شدن شيفتگان حاکميت اسلامي در جهان
بحران اعتماد و کارآمدي نظام
رواج و نشر دروغ‌سازي و شايعه‌پراکني با ابزارهاي پيشرفته ارتباطي
انتشار لحظه به لحظه اخبار ضد نظام
زير سؤال رفتن تفکر سياسي اسلامي در مطبوعات، مجلات و کتب
رويگرداني ملت و دولت ايران از اهداف انقلابي
بدبيني و شکاف بين مردم و دولتمردان
تشنج، اغتشاش و ناامني در جامعه
غفلت نخبگان از ديدن دشمن(نداشتن تحليل و درک صحيح)

ابزار و شيوه‌هاي جنگ نرم

ابعاد مختلف و زمينه‌هاي گوناگون جنگ نرم گسترة ابزار و شيوه‌هاي آن را وسعت بخشيده است. علاوه بر اين، خصلت نوآوري، فناوري‌هاي نوين، ابزار و صنايع فرهنگيِ جديد شيوه و روش‌هاي جنگ نرم را متنوع و پيچيده نموده است. به عبارت ديگر، خاصيت اين نبرد به گونه‌اي است که از کمتر ابزار و فناوري مي‌توان به مثابة ابزار اختصاصي جنگ نرم نام برد. مهم‌ترين و مؤثرترين شيوه‌هاي جنگ نرم سه روش اصلي گفتاري، رفتاري و شبکه‌اي (ديجيتالي و الکترونيکي) است. عمليات رواني، عمليات ادراکي، ديپلماسي عمومي و فريب تاکتيکي را مي‌توان در مقولة روش‌هاي اصلي گفتاري جنگ نرم قرار داد. اعتراض، نافرماني مدني، عدم همکاري و تحصن، مداخلة غيرخشونت‌آميز و جذب مخالفان از جمله مهم‌ترين روش‌هاي رفتاري است. همچنين مهم‌ترين و مؤثرترين ابزارهاي جنگ نرم را مي‌توان در سه مقولة صنايع فرهنگي، رسانه‌ها و فضاي مجازي (فناوري‌هاي نوين ارتباطي) شناسايي کرد. سينما، پويانمايي(انيميشن)، ماهواره، اسباب‌بازي، بازي‌هاي رايانه‌اي و موسيقي مهم‌ترين صنايع فرهنگي به شمار مي‌رود. همچنين، رسانه شامل مطبوعات، راديو، تلويزيون و خبرگزاري‌ها مي‌شود. سرانجام امروزه ابزارهاي جنگ نرم در فضاي مجازي شامل: اينترنت (سايت‌هاي خبري، شبکه‌هاي اجتماعي، وبلاگ‌ها، ايميل و...)، تلفن همراه (سرويس پيام کوتاه، بلوتوث و ام.ام.اس) است. 
اگر جنگ نرم را فرآيند رقابت بر سر قدرت بسيج اجتماعي ميان دولت و گروه‌هاي غيردولتي معرفي كنيم هر عاملي كه بتواند ميزان قدرت بسيج دولت را به نفع گروه‌هاي خواهان تغيير سيستم سياسي كاهش دهد ابزار براندازي نرم به شمار مي‌آيد. نكتة محوري در خصوص ابزارهاي جنگ نرم نقش و جايگاه هر كدام از متغيرهاي ياد شده در پروژة جنگ نرم است كه در ميان آنها سازمان‌هاي مردم‌نهاد از اهميتي بيشتر برخوردارند. سازمان‌هاي غيردولتي بهترين عامل براي كسب قدرت بسيج اجتماعي و تغيير و دگرگوني به حساب مي‌آيند، زيرا بدون حساسيت در سيستم سياسي حاكم شروع به فعاليت مي‌كنند و دامنة فعاليت‌هاي خود را گسترش مي‌دهند. اين ابزار عبارت است از: (نک، مرادي1387)


1.    سازمان‌هاي غيردولتي همگرا؛
2.    رسانه‌ها (اينترنت، شبكه‌هاي ماهواره‌اي، مطبوعات)؛
3.    نخبگان سياسي، علمي، اجتماعي؛
4.    پتانسيل واگرايي موجود در جامعه ( مانند اقوام و اقليت‌هاي مختلف اجتماعي)؛
5.    جنبش‌هاي اجتماعي مانند جنبش زنان، دانشجويان و...؛ و
6.    اپوزيسيون خارج از حاكميت به عنوان عوامل ابزاري و موقتي.

غرب در جنگ نرم خود عليه ايران افزون بر روش‌هاي پيش گفته از روش‌هاي متعدد ديگري نيز استفاده مي‌کند. برخي از آن روش‌ها عبارت است از: تأثيرگذاري بر نخبگان، افزايش مطالبات دانشجويان، برجسته‌سازي کاستي‌هاي اجتماعي، اقتصادي، ايجاد انشقاق مذهبي، برجسته‌سازي فعاليت گروه‌هاي اپوزيسيون، حمايت از مخالفان نظام با عنوان پروژة ترويج دمکراسي، هنجارشکني‌هاي اجتماعي (نظير روابط پسر و دختر پيش از ازدواج )، برجسته‌سازي گسست نسلي، ترغيب فرار مغزها و انتساب آن به نارضايتي سياسي آنان، تلاش براي شکل‌گيري اجماع جهاني عليه ايران و سياه‌نمايي آينده کشور ( نک الياسي،1388). در محوريابي و بررسي‌هاي به عمل آمده در فرمايشات مقام معظم رهبري بر شيوه‌ها و ابزارهاي ذيل تأکيد شده است:
1.    فريب با استفاده از ساده‌لوحي و هوي و هوس (ديدار با دانش‌آموزان در آستانه سيزده آبان 12 آبان 1388).
2.    زير سؤال بردن تفکر سياسي اسلام (ديدار با اعضاي عالي شوراي انقلاب فرهنگي؛ 19 آذر 1371).
3.    کشاندن نسل جوان جامعه به ابتذال و فساد اخلاقي (ديدار با اعضاي عالي شوراي انقلاب فرهنگي، 19 آذر 1371).
4.    منصرف کردن جوان‌هاي مؤمن از پايبندي‌هاي متعصبانه به ايمان (ديدار با وزير، معاونان، مشاوران و مديران کل وزارت آموزش و پرورش؛ 21 مرداد 1371).
5.    بزرگ‌نمايي از توانمندي‌هاي غرب (ديدار با فرماندهان نيروي مقاومت بسيج؛ 30 آبان 1372).
6.    کشتن فروغ و اميد در دل‌ها (ديدار با مردم؛ 15 شعبان 1375).
7.    تئوري‌سازي براساس انديشة فرهنگي غرب (ديدار با وزير و معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ 31 ارديبهشت 1378).
8.    تحقير جريان ادب، هنر و فرهنگ انقلابي در ايران (ديدار با وزير، معاونان، مشاوران و مديران کل وزارت آموزش و پرورش؛ 21 مرداد 1371).
9.    انزواي عناصر فرهنگي، اديب و هنرمند (ديدار با وزير، معاونان، مشاوران و مديران کل وزارت آموزش و پرورش؛ 21 مرداد 1371).
10.    القاي رويگرداني ملت و دولت ايران از اهداف انقلابي (پيام رهبري به حجاج بيت‌الله الحرام؛ 23 اسفند 1378).
11.    سست کردن همت جوانان در داخل کشور (پيام رهبري به حجاج بيت‌الله الحرام؛ 23 اسفند 1378).
12.    نااميد کردن شيفتگان حاکميت اسلام در سراسر جهان (پيام رهبري به حجاج بيت‌الله الحرام؛ 23 اسفند 1378).
13.    ارائه تصوير تاريکي از آينده کشور و نااميد کردن مردم (بيانات رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران؛ 23 ارديبهشت 1379).
14.    ايجاد بدبيني و شکاف بين مردم و دولت‌مردان (بيانات رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران؛ 23 ارديبهشت 1379).
15.    تيره و تار و مبهم نشان دادن افق آينده براي جوانان (ديدار با مديران و کارکنان صدا و سيما؛ 28 ارديبهشت 1382).
16.    ايجاد تشنج، اغتشاش و ناامني در جامعه (ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون؛ 22 آذر 1388).
17.    ايجاد اختلافات مذهبي در بين مسلمانان (ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون؛ 22 آذر 1388).
18.    بهره‌گيري از محيط فتنه‌آلود (ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون؛ 22 آذر 1388).
19.    ايجاد ترديد در مسئولان نسبت به حقايق روشن (ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون؛ 22 آذر 1388).
20.    ايجاد اختلافات بين ملت ايران و ملت ايران با مسلمانان ديگر (ديدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي؛ 1 فروردين 1386).
21.    شايعه‌سازي و شايعه‌پراکني نسبت به مسئولين (ديدار با دانش‌آموزان در آستانه سيزده آبان؛ 12 آبان 1388).
22.    از کار انداختن پويايي افراد نخبه، مبتکر، جوان و با نشاط جامعه (ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري؛ 2 مهر 1388).
23.    ايجاد غفلت نسبت به تهاجم فرهنگي دشمن (ديدار با مسئولان و کارگزاران نظام؛ 14 آذر 1369).
24.    انکار تهاجم فرهنگي و ناديده گرفتن آن (ديدار با اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي؛ 20 آذر 1370).
25.    استفاده از سلاح عمليات رواني (پيام رهبري به حجاج بيت‌الله الحرام؛ 12 اسفند 1379).
26.    صدها سايت اصلي و هزاران سايت فرعي در اينترنت (ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري؛ 27 بهمن 1379).
27.    دروغ‌سازي و شايعه‌پراکني با ابزارهاي پيشرفته ارتباطي (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان کشور؛ 04 آذر 1388).
28.    بهره‌گيري از سلاح تبليغات و ارتباطات رسانه‌اي (ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري؛ 2 مهر 1388).
29.    بهره‌گيري از هاليوود و قدرت اثرگذار هنر در غرب (ديدار با جمعي از نخبگان علمي کشور؛ 06 آبان 1388).
30.    انتشار لحظه به لحظة اخبار ضد نظام (ديدار عمومي با مردم چالوس و بوشهر؛ 15 مهر 1388).

راهکارهاي مقابله در جنگ نرم

1.    ايجاد احاطة ذهني و تسلط بر کارزار نبرد

الان يک کارزار فکري و فرهنگي و سياسي در جريان است. هر کس بتواند بر اين صحنة کارزار و نبرد تسلط پيدا کند، خبرها را بفهمد، احاطة ذهني داشته باشد و يک نگاه به صحنه بيندازد، برايش مسلم خواهد شد که الان دشمن از طريق فرهنگي، بيشترين فشار خود را وارد مي‌آورد (ديدار با گروه کثيري از معلمان و مسئولان امور فرهنگي کشور؛ 12 ارديبهشت 1369).
دشمن را نبايد کوچک‌تر از آني که هست گمان کرد، چون انسان آن وقت ضربه خواهد خورد. اما نبايد دشمن را بزرگ‌تر از آن که هست جلوه داد. يعني همان کاري که امروز دستگاه تبليغاتي صهيونيست‌ها و مستکبرين، خودشان انجام مي‌دهند: از امريکا و از قدرت‌ها غولي درست کرده‌اند که اگر کسي تجربه نداشته باشد، خيال مي‌کند به يک اشارة اينها، همه جا دود خواهد شد و از بين خواهد رفت (ديدار با فرماندهان نيروي مقاومت بسيج؛ 30 آبان 1372).            
يک شطرنج باز ماهر هر حرکتي را که مي‌کند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پيش‌بيني مي‌کند. شما اين حرکت را مي‌کني، رقيبت در مقابل او آن حرکت ديگر را خواهد کرد؛ بايد فکرش باشي که تو چه حرکتي خواهي کرد. اگر ديدي در آن حرکت دوم، تو در مي‌ماني، امروز اين حرکت را نکن؛ اگر کردي، ناشي هستي – حالا تعبير بهترش اين است- توي اين کار، توي اين بازي، توي اين حرکت، ناشي هستي، ناواردي. اينها نمي‌فهمند چه کار مي‌کنند؛ يک حرکتي را شروع مي‌کنند، ملتفت نيستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد (ديدار با جمعي از نخبگان علمي کشور؛ 06 آبان 1388).

2.    شناخت و آگاهي ملت ايران به ويژه عناصر فرهنگي
ملت ايران به همان نسبت که دشمن، روش‌هاي خود را در توطئه عليه ايران اسلامي پيچيده‌تر مي‌کند، بايد بر هوشياري و آگاهي خود بيفرايند و با آمادگي معنوي، فکري و سياسي و حفظ وحدت و اتصال و ارتباط با يکديگر، چهرة دشمن را در هر لباسي که هست، شناسايي کند 12 آبان 1380).
اکنون دشمن در سطح وسيعي ابزارهاي متعدد خود را در تهاجم به بنيان‌هاي فرهنگي و اعتقادي ملت به کار گرفته است و تحقير جريان ادب، هنر و فرهنگ انقلابي در کشور و در نتيجة آن انزواي عناصر فرهنگي، اديب و هنرمند و نيز منصرف کردن جوانان مؤمن از پايبنديِ متعصبانه به ايمان و اعتقادات خود، يکي از اهداف مهم تهاجم فرهنگي است. لذا براي مقابله با آن، بيداري و هوشياري ملت ايران به ويژه عناصر فرهنگي کشور يک ضرورت حياتي است (ديدار با وزير، معاونان، مشاوران و مديران کل وزارت آموزش و پرورش؛ 21 مرداد 1371).
امروز آرايش تهاجمي فرهنگي بسيار خطرناکي عليه انقلاب به وضوح مشاهده مي‌شود، زيرا جهان اسلام بيدار و هوشيار شده است. از اين رو تهاجم فرهنگي دشمن با گذشته تفاوت بسيار دارد و شکل جديدي پيدا کرده است و  براي مقابله با آن بايد با شناخت و آگاهي کامل عمل کنيم (ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي؛ 20 آذر 1370).
3.    بهره‌گيري از روش و ابزارهاي فرهنگي - هنري

نبرد فرهنگي را با مقابله به مثل مي‌شود پاسخ داد. کار فرهنگي و هجوم فرهنگي را با تفنگ نمي‌شود جواب داد. تفنگ او، قلم است (ديدار با گروه کثيري از معلمان و مسئولان امور فرهنگي کشور؛ 12 ارديبهشت 1369).

من راجع به هنر واقعاً هر چه بگويم، کم گفته‌ام. من بارها هم گفته‌ام که به هنر بايد اهميت داد و بايستي آن را روز به روز اعتلا بخشيد و بايد شکل فاخر هنر را انتخاب کرد. بدون هنر، حرف عادي جاي خودش را حتي در ذهن کسي پيدا نمي‌کند، چه برسد به اين که جذابيت داشته باشد و جاي‌گير و ماندگار شود. هنر مهم‌ترين وسيله است براي گسترش يک فکر درست يا نادرست. هنر، وسيله، ابزار و رسانه است؛ رسانه‌اي بسيار مهم (ديدار با مديران و کارکنان صدا و سيما؛ 28 ارديبهشت 1382).
دشمنان جمهوري اسلامي ايران باورهاي سياسي و ديني و نيز عادات حسنة ملت ما را با تکيه بر ابزارهاي فرهنگي هدف‌گيري کرده‌اند و اين کار را بسيار دقيق انجام مي‌دهند و اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامي بر اساس آن بنيان نهاده شده است، دقيقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قرار دارد؛ بنابراين براي مقابله اصولي و برنامه‌ريزي شده با اين تهاجم دشمن، لازم است مديريت متمرکز و هدايت‌کننده‌اي در امور فرهنگي به وجود آيد و با توسل به ابزار و نيروي فرهنگي، تهاجم دشمن را علاج و تأثير آن را خنثي کنند (ديدار با خانواده‌هاي شهداي استان خوزستان؛ 18 اسفند 1375).
يک سخن قوي، محتواي متقن و بيان نافذ به مخاطب مستلزم استفاده از شيوه‌هاي هنري، تسلط بر مخاطب، روحي و رواني و بهره گرفتن از شرايط زمان و مکان است. شيعه بايد مدرن‌ترين شيوه‌هاي تبليغ را براي رساندن پيام حق خود به ديگران مورد استفاده قرار دهد (ديدار با علما و طلاب حوزة علميه اهواز؛ 18 اسفند 1375).
جايگزين کردن فرهنگ بيگانه به جاي فرهنگ عمومي مردم و نيز حمله به ارزش‌هاي نظام جمهوري اسلامي و باورها و اعتقادات ملت مسلمان ايران دو محور اساسي و مهم در تهاجم فرهنگي دشمن محسوب مي‌شود و براي مقابله با آن ايجاد سنگرهاي فرهنگي و نيز بهره گرفتن از توان تمامي افراد مستعد اين کشور اقدامي ضروري است (ديدار با دانشگاهيان استان آذربايجان شرقي؛ 9 مرداد 1372).
4.    غفلت‌زدايي از مديريت فرهنگي

امروز به نظر من، از همه خطرناک‌تر در داخل، روش‌هاي فرهنگي است. از اساسي‌ترين مسائل ما، مسائل فرهنگي است و من احساس مي‌کنم که در زمينة اداره فرهنگي اسلامي اين جامعه داريم دچار يک نوع غفلت و بي‌هوشي مي‌شويم- يا شده‌ايم- که بايستي خيلي سريع و هوشيارانه آن را علاج کنيم (ديدار با مسئولان و کارگزاران نظام؛ 14 آذر 1369).
ما با يک تهاجم و جنگ حقيقي سازمان يافته مواجه هستيم که از راه‌هاي مختلف و بسيار هنرمندانه به اجرا گذاشته شده است و کساني که نسبت به مسائل فرهنگي حساسيت داشته باشند، متوجه مسئله تهاجم فرهنگي خواهند شد و نشانه‌هاي بارز و بي‌شماري را در اين زمينه مشاهده خواهند کرد. بنابراين، کار فرهنگي در ايران مسئله‌اي است که نمي‌توان لحظه‌اي از آن غفلت کرد (ديدار با اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي؛ 4 بهمن 1376).
يکي ديگر از کارها، رسيدگي به مسائل فرهنگي است. واقعاً امروز مسائل فرهنگي کشور زمين افتاده است. همه خودشان را فرهنگي مي‌دانند، همه نسبت به مسائل فرهنگي اظهار شوق و علاقه مي‌کنند و آن را در بيانات و اظهاراتشان مهم نشان مي‌دهند؛ اما حقيقتاً کار فرهنگي در کشور، متناسب با پيشرفت و ريشه دواندن انقلاب در جامعه نيست.
در حال حاضر و به خصوص پس از شکست کامل مارکسيزم، استکبار غرب براي گسترش سيطره سياسي و الحادي خود بر ملت‌هاي انقلابي، عمدتاً از محورها و شيوه‌هاي فرهنگي بهره مي‌گيرد. معارضه شايسته با تهاجم فرهنگي غرب در ابعاد مختلف، بايد در صدر برنامه‌هاي رسانه‌هاي عمومي قرار گيرد. بي‌تفاوتي و مسامحه در برابر اين تهاجم فرهنگي، که گاه با قلم عناصر مطرود و خودباختة داخلي صورت مي‌گيرد، زيان‌هاي جبران‌ناپذيري در برخواهد داشت (حکم انتصاب آقاي اصغري به سمت نمايندگي ولي فقيه و سرپرستي مؤسسه کيهان 2 مهر 1370).
5.    عکس‌العمل سريع، هشيارانه و اقدام جهادي
جهاد انواعي دارد. يکي از سخت‌ترين جهادها اين است که در مقابله با هجوم افکار و فرهنگ‌هاي غلط و انحرافي و درک غلط جمعي از مردم، انساني که حق را مي‌شناسد، بايستد و بخواهد از حق دفاع کند و با بيان، با فکر، با منطق و با سلاح زبان و قلم، ذهن‌ها را به سمت آنچه درست است هدايت کند. اين، از آن جهادهاي بسيار دشوار است (ديدار با کارگران و فرهنگيان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم؛ 15 ارديبهشت 1372).
اين خيلي مهم است که انسان در مقابل دشمن، دچار انفعال نشود... انفعال در مقابل دشمن، غلط‌ترين کار و بزرگ‌ترين اشتباه است (ديدار با خانواده‌هاي سرداران شهيد استان تهران؛ 17 ارديبهشت 1372).
6.    منفعل نشدن در مقابل دشمن
اين خيلي مهم است که انسان در مقابل دشمن، دچار انفعال نشود. تمام سعي امروز دنياي مادي مستکبر-يعني همين دولت‌هاي استکباري که زمام مسائل اقتصاد و تسليحات و حتي در موارد بسياري، فرهنگ خيلي از کشورها را هم در دست دارند- اين است که هر جا مقاومتي هست، آن را از طريق منفعل کردن خُرد کنند.  انفعال در مقابل دشمن، غلط‌ترين کار و بزرگ‌ترين اشتباه است (ديدار با خانواده‌هاي سرداران شهيد استان تهران؛ 17 ارديبهشت 1372).
7.    تأکيد بر نقش زبدگان و نخبگان
جنگ فرهنگي کار آساني نيست؛ کار زبدگان است. لذا زبدگان مي‌نشينند فکر مي‌کنند و نسخه مي‌نويسند و متأسفانه عده‌اي هم در داخل همان‌ها را رله مي‌کنند؛ آنها حرف‌هايي را مي‌زنند، عده‌اي هم فارسي آن را مي‌گويند و شکل بومي به آن حرف‌ها مي‌دهند! بايد مراقب اينها بود (ديدار با دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتي امير کبير؛ 9 اسفند 1379).
ببينيد عزيزان! شماها مي‌دانيد- چون ديدم در بيانات شماها هم هست- امروز جمهوري اسلامي و نظام  اسلامي با يک جنگ عظيم مواجه است، ليکن جنگ نرم- که ديدم همين تعبير "جنگ نرم" توي صحبت‌هاي شما جوان‌ها هست و الحمدلله به اين نکات توجه داريد؛ اين خيلي براي ما ماية خوشحالي است- خوب، حالا در جنگ نرم، چه کساني بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فکري‌اند. يعني شما افسران جوانِ جبهة مقابله با جنگ نرميد (ديدار با دانشجويان و نخبگان علمي؛ 2 شهريور 1388).
8.    بهره‌گيري از سرمايه‌هاي اجتماعي
دشمنان ما بيش از آن که به منابع طبيعي ما چشم طمع داشته باشند، به منابع انساني- که منابع قدرت ما هستند- چشم طمع دارند. آنها مي‌دانند اگر اين سرمايه‌هاي اجتماعي از دست يک ملت گرفته شود، اگر يک ملت غيرت ملي و وحدت و همبستگي خود را از دست بدهد، اگر نشاط کار و ابتکار را از دست بدهد، اگر حرکت علمي رو به پيشرفت خود را از دست بدهد، کاملاً در دسترس دشمنان قرار خواهد گرفت؛ مي‌توانند راحت به او زور بگويند، مي‌توانند بر او سلطه پيدا کنند، مي‌توانند منابع طبيعي و مادي او را هم غارت کنند (ديدار با مردم استان همدان؛ 15 تير 1382).
9.     رشد اعتماد به نفس ملي در کشور
دشمن در پي ناکامي‌هاي گستردة خود در مقابل ملت ايران، به دنبال شيوه‌ها و حيله‌هاي جديد است و مردم و به ويژه نخبگان بايد با هوشياري کامل، اين عوامل تضعيف کننده را نفي و روند رشد اعتماد به نفس ملي را دنبال کنند (ديدار با دانشجويان دانشگاه‌هاي يزد؛ 13 دي 1386).
علم مصونيت مي‌آورد، اقتدار مي‌آورد. مراقب باشيد تو دانشگاه  شما، تو کلاس شما، تو مرکز تحقيقات شما، تو کار پژوهشي شما، اختلال ايجاد نکنند. اگر ديديد دستي دارد اختلال ايجاد مي‌کند، به آن دست بدبين بشويد. اقتدار شما را، آيندة شما را هدف گرفته‌اند (ديدار با جمعي از نخبگان علمي کشور؛ 06 آبان 1388).
امروز يکي از شگردهاي مهم دشمن، تزريق و القاء احساس عقب‌ماندگي و ناتواني است... ما به هيچ وجه نبايد اين احساس را داشته باشيم، و جوان ما نبايد احساس کند که عقب‌مانده است؛ بايد احساس کند که دارد حرکت مي‌کند، مي‌تازد و جلو مي‌رود؛ عملاً به اين کار، به اين پيشرفت، به اين تازش و به اين رو به جلو حرکت کردن تشويق شود (11/9/1383).
10.    طراحي جامع  و کلان
فرماندهان اين جبهه بايد با شناخت مسائل کلان، شناسايي دشمن و کشف اهداف او، طراحي کلان انجام دهند و بر اساس اين طراحي حرکت کنند (ديدار با دانشجويان دانشگاه‌هاي يزد؛ (13 دي 1386).
11.    ايجاد اميد به آينده و روشن‌بيني نزد ملت
عزيزان من! شرط اصلي فعاليت درست شما در اين جبهه جنگ نرم، يکي‌اش نگاه خوش‌بينانه و اميدوارانه است. نگاهتان خوش‌بينانه باشد. ببينيد، من در مورد بعضي‌تان به جاي پدربزرگ شما هستم. من نگاهم به آينده، خوشبينانه است؛ نه از روي توهم، بلکه از روي بصيرت. شما جوانيد- مرکز خوشبيني- مواظب باشيد نگاهتان به آينده نگاه بدبينانه نباشد؛ نگاه اميدوارانه باشد، نه نگاه نوميدانه. اگر نگاه نوميدانه شد، نگاه بدبينانه شد، نگاه «چه فايده اي دارد» شد، به دنبالش بي‌عملي، به دنبالش بي‌تحرکي، به دنبالش انزواء است؛ مطلقاً ديگر حرکتي وجود نخواهد داشت؛ هماني است که دشمن مي‌خواهد (ديدار با دانشجويان و نخبگان علمي؛ 3 شهريور 1388).
امروز يکي از شگردهاي مهم دشمن، تزريق و القاء احساس عقب‌ماندگي و ناتواني است... ما به هيچ وجه نبايد اين احساس را داشته باشيم، و جوان ما نبايد احساس کند که عقب‌مانده است؛ بايد احساس کند که دارد حرکت مي‌کند، مي‌تازد و جلو مي‌رود؛ عملاً به اين کار، به اين پيشرفت، به اين تازش و به اين رو به جلو حرکت کردن تشويق شود (11 آذر 1383).

12.     بصيرت؛ قطب‌نماي جنگ نرم

ملتي که بصيرت دارد، مجموعة جوانان يک کشور وقتي بصيرت دارند، آگاهانه حرکت مي‌کنند و قدم برمي‌دارند، همة تيغ‌هاي دشمن در مقابل آنها کند مي‌شود. بصيرت اين است. بصيرت وقتي بود، غبارآلود فتنه نمي‌تواند آنها را گمراه کند. آنها را به اشتباه بيندازد. اگر بصيرت نبود، انسان ولو با نيت خوب، گاهي در راه بد قدم مي‌گذارد. شما در جبهة جنگ اگر راه را بلد نباشيد، اگر نقشه‌خواني بلد نباشيد، اگر قطب‌نما در اختيار نداشته باشيد، يک وقت نگاه مي‌کنيد مي‌بينيد در محاصرة دشمن قرار گرفته‌ايد؛ راه را عوضي آمده‌ايد، دشمن بر شما مسلط مي‌شود. اين قطب‌نما همان بصيرت است (ديدار عمومي با مردم چالوس و بوشهر؛ 15 مهر 1388).
در زندگيِ پيچيدة اجتماعي امروز، بدون بصيرت نمي‌شود حرکت کرد. جوان‌ها بايد فکر کنند، بينديشند، بصيرت خودشان را افزايش بدهند. معلمان روحاني، متعهدان موجود در جامعة ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهي و حوزوي، بايد به مسئله بصيرت اهميت بدهند؛ بصيرت در هدف، بصيرت در وسيله، در شناخت دشمن، بصيرت در شناخت موانع راه، بصيرت در شناخت راه‌هاي جلوگيري از اين موانع و برداشتن اين موانع؛ اين بصيرت‌ها لازم است. وقتي بصيرت بود، آن وقت شما مي‌دانيد با کي طرفيد، ابزار لازم را با خودتان برمي‌داريد (ديدار عمومي با مردم چالوس و بوشهر؛ 15 مهر 1388).
ايني که ملاحظه مي‌کنيد بنده مکرر در ديدار جوان‌ها، دانشجويان، قشرهاي مختلف مردم، بر روي بصيرت تکيه مي‌کنم، براي اين است که در وضع بسيار مهم امروز دنيا و موقعيت استثنايي کشور عزيز ما- امروز که در دنيا که موقعيت ممتازي است- هر گونه حرکت عمومي به يک بصيرت عمومي احتياج دارد (ديدار با دانش آموزان در آستانه سيزده آبان؛ 12 مهر 1388).
13.    دقت و گزينش در پذيرش کالاها و امواج فرهنگي دشمن
نمي‌شود بي قيد و شرط، هر چه را که از آن سوي مرزها مي‌فرستند، پذيرفت- اعم از کالا، کالاي فرهنگي و همچنين امواج تبليغي و فرهنگي. دشمن در کمين است. به خصوص در کمين جوان‌ها. شما در اين تبليغاتي که مي‌کنند، نگاه کنيد يک کلمه در جهت رشد و ترقي انديشة مردم اقدامي و حرفي زده نمي‌شود. تبليغات دشمن درجهت ويرانگري و فاسد کردن است. در جهت معطّل کردن نيروي کار و فکر و جسم جوانان است. بايد با احتياط با آن برخورد کرد.
14.    احياء امر به معروف و نهي از منکر در جامعه
امر به معروف و نهي از منکر که يکي از ارکان اساسي اسلام و ضامن برپاداشتن همه فرايض اسلامي است، بايد در جامعه ما احيا شود و هر فردي از آحاد مردم، خود را در گسترش نيکي و صلاح و برچيده شدن زشتي و گمراهي و فساد، مسئول احساس کند.
15.    حفظ توأمان ظواهر و شعائر و محتواي اسلام
دو چيز بايستي در کنار هم، روز به روز قوي‌تر در کشور تحقق پيدا کند: اوّل، حفظ آثار و شعائر و ظواهر و نماي اسلامي جامعه است. اين، خيلي مهم است. دشمنان سعي مي‌کنند که اين حرف‌ها را بمباران تبليغاتي کنند؛ ليکن گوش به حرف دشمن ندهيد. دشمن، دشمن است. ظواهر اسلامي جامعه بايد حفظ شود. اين جامعه، جامعه اسلامي نمونه است. زنان بايد مواظب باشند. مردان بايد مواظب باشند. کساني که مأموريت دارند، بيشتر بايد مواظب باشند. کساني که در لباس انقلابند- مثل روحانيون و ديگر کساني که لباس‌هاي وابسته به انقلاب را دارند- بيشتر از ديگران بايد مواظب باشند. همة آحاد جامعه بايد سعي کنند که صورت جامعه را يک صورت اسلامي قرار بدهند. .... دوم، اين است به موازات آن بايد محتواهاي اسلامي- يعني علم- جدي گرفته شود. شما که دانشجو هستيد و ديگر کساني که مشغول تحصيلند، به درس خواندن در محيط دانشگاه، کار عملي و تحقيقي و شکوفا کردن و رشد دادن استعدادها اهميّت بدهيد.

نتيجه‌گيري

در اين مقاله سعي شد، به منظور دركي اساسي از مقوله جنگ نرم غرب عليه جمهوري اسلامي از منظر مقام معظم رهبري، چيستي، اهداف، ابعاد، و ويژگي‌هاي آن مورد بررسي قرار گيرد. اشاره شد جنگ نرم مجموعه تحولاتي است كه هويت فرهنگي و الگوهاي رفتاري مورد قبول نظام سياسي را دگرگون سازد. جنگ نرم "سلطه كامل و همه‌جانبه" در ابعاد سه گانه حكومت، اقتصاد و فرهنگ است كه از طريق استحاله الگوهاي رفتاري در اين حوزه‌ها و جايگزيني الگوهاي رفتاري مهاجم محقق مي‌شود. رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در دو دهه اخير، مهم‌ترين راهبرد دشمن عليه جمهوري اسلامي را جنگ نرم معرفي کرده، و آن را جنگ به وسيلة ابزارهاي فرهنگي و پيشرفته امروزي تعريف نموده‌اند. براي شناخت بيشتر جنگ نرم، ويژگي‌هايي از منظر مقام معظم رهبري برشماري شد. نامحسوس بودن، تدريجي و آرام بودن، ابهام‌آميز و پيچيدگي، پر شمول و فراگير بودن و غلبة بعد فرهنگي بر ساير ابعاد و پيچيدگي‌ها را مهم‌ترين ويژگي‌هاي جنگ نرم معرفي گرديد. در ادامه فهرستي از اهداف و شاخص‌ها براي شناخت بيشتر جنگ نرم از ديدگاه رهبر معظم انقلاب عرضه شد.  بصيرت و روشنگري در جامعه به قطب‌نماي مقابله با جنگ نرم، توجيه جوانان دانشجو و دادن قدرت تحليل به آنان، دادن توان كار، اعتماد به نفس، خودباوري و فضاي اميد ايجادكردن، رساندن كشور به نقطه‌اي از لحاظ علمي، اقتصادي و امنيتي كه امكان آسيب‌پذيري‌اش نزديك به صفر باشد، احياء امر به معروف و نهي از منکر در جامعه، دقت و گزينش در پذيرش کالاها و امواج فرهنگي دشمن و تأکيد بر نقش زبدگان و نخبگان بخشي از روش‌ها و راهبردهاي مورد تأکيد مقام معظم رهبري بود. نمودار درختي تهيه شده توسط دفتر نشر آثار مقام معظم رهبري  تحت عنوان " نقشه راهبردي جنگ نرم"، بخش‌هاي زيادي از مطالب ارائه در اين مقاله را نشان مي‌دهد.

بسمه تعالي

نقشه راهبـردي جنگ نـرم
بر اساس بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي
حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه¬اي


منابع :

1.    عبدالله‌خاني، علي (1383)؛ نظريه‌هاي امنيت؛ تهران: مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر تهران.
2.    عبدالله‌خاني، علي (1386)؛ رويكردها و طرح‌هاي آمريكايي درباره ايران تهران: مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر تهران.
3.    دانشگاه عالي دفاع ملي (1386)؛ راهبردهاي مقابله با تهديدات نرم آمريکا، تهران.
4.    افتخاري، اصغر (1385)؛ کالبد شکافي تهديد؛ تهران: دوره عالي جنگ دانشگاه امام حسين(ع).
5.    نائيني، علي‌محمد (1388)؛ بررسي ابعاد و حوزه‌هاي تأثير تهديدهاي نرم امريکا عليه ايران؛ فصلنامه راهبرد دفاعي، سال هفتم، ش 25.
6.    نائيني، علي‌محمد (1388)؛ مقدمه‌اي بر روش‌شناسي انقلاب‌هاي رنگي؛ فصلنامه عمليات رواني، سال ششم، ش 22.
7.    نائيني، علي‌محمد (1387)؛ نگرش راهبردي به پديده جهاني شدن فرهنگ و پيامدهاي آن؛ فصلنامه سياسي راهبردي، سال اول، شماره يک.
8.    الياسي، محمدحسين (1387)؛ مقدمه‌اي بر ماهيت و ابعاد تهديد نرم؛ فصلنامه نگاه، سال دوم، ش 5.
9.    منصوري، جواد (1385)؛ استعمار فرانو، نظام سلطه در قرن بيست و يكم؛ تهران: اميركبير.
10.    تاميلسون، جان (1381)؛ جهاني شدن و فرهنگ؛ (ترجمه: محسن حكيمي)؛ تهران: نشر فرهنگي و انديشه.
11.    جمعي از نويسندگان (1383)؛ جنگ در پناه صلح، بررسي فرايندهاي نوين براندازي در ايران؛ قم: مؤسسه اطلاع‌رساني و مطالعات فرهنگي.
12.    بوزان، باري (1387)؛ مردم، دولت‌ها و هراس؛ (ترجمه: پژوهشكده مطالعات راهبردي)؛ تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي.
13.    ضيايي‌پرور، حميد (1384)؛ جنگ نرم، ويژه جنگ رسانه‌اي؛ تهران: مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات ابرار معاصر تهران.
1-    Dickman, L. (2009) : us and ira ethnic problems. www.u.s.ir
2-    Joseph S.Nye, Soft Power: the Means to Success in World Poliics, New York: Public Affairs, 2004.
3-    Joseph S.Nye, Bound to lead the Changing nature of American power New York Basik Books.
4-    Berger peter( Fall 1997) Four Faces Global Culture National Interest Issue 46.

منبع : فصلنامه عملیات روانی ، شماره 24، زمستان 1388 
علي‌محمد نائيني

امضای admin


سکوت و دیگر هیچ...

جمعه 19 آبان 1391 - 14:16
نقل قول این ارسال در پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


:: خرید آنلاین شارژ موبایل ::